دوستان خوب و همیشگی من سلام...
از فروردین 91 تا الان یک سال بیشتر گذشته.... تا امروز از دنیای مجازی و اینترنت خیلی چیزها اموختم... و بیشتر از این خوشحام که تونستم حرف بزنم... راهکارها و مطالبی رو مطرح کنم که کمک کردند زندگی شخصی و حرفه ای خودمن بهتر بشه... امیدوارم که از این اموزش ها و مطالب استفاده برده باشین و ببرین... تاالان در این جایگاه حرفای زیادی گفته ام... و تقریبا از همه چیز هم گفته ام... از امروز در راستای تغییر برنامه ها و اهدافم... مدل کارم در این وبلاگ پرخاطره کمی تغییر میکنه... و تغییر کرده... قبلا درمورد ترک عادات منفی مثل خ.ا بود... ولی از این به بعد علاوه براون کمی کلی تر درمورد زندگی خواهد بود... 
زندگی میلیون ها انسان روی زمین و خود من و شما وقتی تغییر میکنه، که اگاه بشیم... این اعتقاد منه که اموزش و یادگیری اولین و مهمترین و طلایی ترین کلید برای تغییر زندگی هست... برای بهتر شدن هست... و تمام کاری که تا امروز انجام دادم...همین بود.. اینکه اگاهی بدم و اگاهی دریافت کنم... پس یادتون باشه... تنها چیزی که زندگی تون رو تغییر میده... تغییر هست...! و تغییر در درجه یک از عمل و اقدام... و رفتارهای جدید میاد... ولی قبل از عمل... چیزی که ضروری هست برای اقدامات جدید، اعمال جدید... و رفتارهای جدید و متفاوت... اگاهی و اموختن مطالب و اموزشهای متفاوت از قبل هست...
پس... ازت خواهش میکنم... بخاطر زندگی خودت... و ایندگانت... بیاموز... و عمل کن!  جستجو کن... و وقتی راه حلت رو یافتی... اقدام کن... و من بهت قول میدم که زندگیت تغییر میکنه... رشد میکنه... و باعث تحیر دیگران میشی...
با اینکه بارها درمورد صدها و هزاران و میلیونهانفر خوانده ام و شنیده ام که میشه و شده... و تغییر زندگی و رشدش ممکن هست و میشه... ، اما لمس کردن اون از نزدیک چیز دیگریست... و چون این تغییر و رشد رو در زندگی خودم دیده ام... حالا باتمام وجودم باور دارم که میشه... و برای تو هم میشه... اگر برای من  شده......، پس مطمئن باش که برای توهم میشه....!!! بشرط اینکه ... بیاموزی... اگاه بشی... و عمل کنی! هدفمند و با برنامه....!! پرقدرت و باانگیزه...  بلند شو... تو هرانچیزی را که لازم داری برای رسیدن به خواسته هات... در درونت داری... باور کن که میتونی!!!
در این مسیر من و دوستان دیگری همراهت خواهیم بود...  و من خودم از این همراهی خوشحال میشم... 
موفقیتی پایدار، شخصیتی اهنین و سفری لذتبخش رو برات در زندگی اروز میکنم... یه دوست!!!

برچسب ها: شمای نو زندگی نو، ترک علمی خودارضایی، مجموعه صوتی زندگی پاک، ترک خودارضایی، ترک استمنا، ضررهای خودارضایی، زندگی،

تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1392 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات

بنام خدا... بنام خدایی که فقط میتونم بگم خیلی بزرگه!
دوستان خیلی خوبم سلام... از اخرین پستی که گذاشتم خیلی وقت میگذره تقریبا... ولی هرروز بیادتون هستم...! بقول یه بزرگی که میگه... دوستی مثل باران نیست که گاهی بیاد و گاهی نیاد... بلکه دوستی مثل هواست ... بی صدا...ارام... اما همیشه هست!

اغاز...


همیشه فکرم درگیره با این موضوع که چطور میتونم کاری بکنم تا کسی که میخواد عادتی مثل خ.ا رو کنار بزاره سریع تر و ساده تر کنار بزاره و ترکش کنه...  و اینقدر رنج نکشه...
اگر یادتون باشه ... قبلا بارها بهتون گفته ام که .. تغییر در یک لحظه رخ میده! اینکه تغییر در یک لحظه رخ میده... اما ... مسئله اینه که چقدر زمان میبره تا شخص برای تغییر اماده بشه......
اره.... تغییر خودش زمانی نمیخواد... ما در یک آن تصمیم میگیریم و تغییر میکنیم... اما  اینکه چقدر طول میکشه که به اون نقطه برسیم... مسئله ی اصلی هست...
چون من و  شما در ارتباطمون باهم... کمی هم محدودیت داریم... و فقط از طریق متن و نهایتا صوت باهم در ارتباط هستیم... نهایتا تنها و بهترین کاری که از دست من برمیاد... اینه که کمک کنیم شما در کوتاه ترین زمان ممکن به نقطه ی تغییر برسی... یعنی کمک کنم تا تغییری که بلاخره همه میدونیم اتفاق میفته ... زودتر اتفاق بیفته... و چیزی که امروز تو این پست میخوام درموردش صحبت کنم... یک پک صوتی هست...، با مطالب و تکنیک هایی که نتیجه ی چندین سال مطالعه تخصصی... و بیش از یک سال درگیری شدید با موضوعی که میخواستم کمک کنم هرکسی بهش مبتلاهست بتونه اونو کنار بزاره... یعنی خ.ا... و مطالب و تکنیک هایی رو شامل میشه که اختصاصا درمورد ترک خ.ا و هرنوع تغییر دیگری از رفتار، اعمال و کل زندگی است... ودر کل برای  اماده شدن و سریع تر رسیدن به نقطه  تغییر طراحی شده....
زودتر تغییر کنید... سریع تر رسیدن به نقطه تغییر... اماده شدن برای زندگی پاک... وبلاخره نقطه ترک و پایان ماجرای خ.ا...  که البته باید بگم... این اتفاق به سادگی این توصیف یک خطی بالا نیست... اما شدنیه... و میدونم که میشه... چون دلیل دارم براش... و مطنمئنم که میشه... و باید بشه...
این بود خبری که میخواستم امروز تو این پست بهتون بدم... و اما خبر اصلی اینکه...
دیگه باهم تعارف نداریم دوست من... رک میگم... من واقعا باتمام وجودم بخشی از زندگی و مطالعاتم رو به موضوعی اختصاص  میدم به اسم خ.ا... تا بهتر و کامل تر بشناسمش و کمک کنم کسی که بهش مبتلا هست ترکش کنه... و زودتر به نقطه تغییر برسه...  و چون برای یادگیریشون هزینه میکنم... انتظار دارم بخشی از این هزینه ها حداقل جبران بشه...
یه تضمینی این جامیکنم و اون اینکه... این پک و اموزشها و مطالب اون... تضمین میکنه که سرعت رسیدن شما به نقطه ی تغییر و رهایی 4 ..5 برابر بشه... و با فراگیری و یادگیری مطالب... تمرینات و  تکرار تکنیک ها.... اول درمورد مسئله تون اگاهی پیدا کنید.. و بعد سرعتتون رو برای رسیدن به تغییر و پاکی حداقل 70% افزایش بدین... و بعد اگر نزدیک به نقطه تغییر هستین... کاملا ترکش کنید...!!!
این پک هدفش پاکی و ترک خ.ا هست...! چندین ساعت مطلب... تکنیک و اموزش...!
و اما خبر اصلی اینکه... هرکسی هزینه این پک رو تا پنج شنبه... 28 فروردین پرداخت کنه... اصطلاحا پیش خرید کنه... تقریبا نصف هزینه رو پرداخت میکنه... فقط 25 هزارتومن... و از جمعه 29 هم... قیمت این پک 45 هزارتومن خواهد شد... 

انتونی رابینز

یه داستان کوتاه میخوام برات بگم... این داستان رو تو خود این پک هم نقل کرده ام...اما خالی از لطف نیست که اینجا هم بیانش کنم...  یه روزی یکی بود... یکی نبود... یه جوونی بود... زشت... کثیف... چاق... بی پول... 200 سانت قد که نگهبان یه ساختمون بود... 20 کیلو اضافه وزن... بی پول... زشت و بدهیکل و بد قیافه... مثل یه انگل اجتماع...! دیدیدن از این ادما.. که از توجوب و سطل اشغال چیزمیز جمع میکنن؟؟؟ یه همچین ادمی... 22 /23 ساله... توی یه خونه ی کوچیک که چندین ماه کرایه خونشو هم نداده بود... یه وانی بود توی خونش که توش حموم میکرد... لباسهاشو میشست... ظرفاشو میشست... و بدبختانه زندگی میکرد...  تا اینکه... یه روزی گفت... دیگه بسه..پسر دیگه بسه... دیگه نمیخوام اینجوری زندگی کنم... دیگه نمیخوام چاق و بریخت باقی بمونم... دیگه نمیخوام بی پول و بدبخت باشم... بسه تموم گریه ها و اشکها... بسه تموم ناراحتی ها... و تصمیم گرفت... که تغییر کنه...و اونقدر دلیل داشت و لیست کرد  تا زندگیش رو دست خودش بگیره... و به خودش قول داد که هرروز یه کتاب بخونه برای اینکه بفهمه چطوری زندگیش رو تغییر بده... تصمیمش اونقدر محکم بود... که توی یک ماه... از 120 کیلو وزنش...15 کیلو کم کرد... توی یک سال...300 تا کتاب خوند... یعنی تقریبا روزی یه کتاب...توی چند سال... 700 800 تا کتاب خوند... و حالا اون  شخص سمینارها و دوره هایی در سرتاسر دنیا برگزار میکنه که 10... 15... و حتی 20 هزار نفر در اون شرکت میکنه... هر کدوم از اون اشخاص چندین هزار دلار برای حضور در سمینار اون پسر بدهیکل ... بی پول و چاق پرداخت میکنن...  استادان دانشگاه های برتر جهان ...!!!!!!!!! میان توسمینارش و برای رزرو کردن بخش VIP سالن ... (صندلی های جلو) چندین برابر عموم پول پرداخت میکنن... ! کی؟؟؟ استادان بهترین دانشگاه های دنیا... مثل استنفورد... اکسفورد... ییل... هاروارد... وغیره... که بیان تو سمینار انتونی رابینز!! این جوری برات بگم... کسانی مثل برایان تریسی و وین دایر و امثال اون باید دم در سمینارهای اون پسر بدهیکل و چاق کفش جفت کنن...!!!!

انتونی رابینز

میفهمی حرفمو!؟؟ همه ی این معجزات از یه تصمیم ناشی میشه... و شده..، اون جوون یه روزی یه تصمیم گرفت... و زندگی و خودش رو تبدیل کرد به یک الگو...و قهرمان... مثل اسطوره ها..!!! 
حالا نوبت تو هست... من سهم خودم رو انجام دادم... از یه جایی اومدم... و احساس وظیفه کردم... زحمت کشیدم... و اموختم... راه حل هارو جمع کردم... و همه رو توی یه دست و یه مجموعه قرار دادم... و با تمام وجود و احساسم... اون رو برات اماده کردم... حالا نوبت تو هست... ایا جرأت داری .. و این قدرت رو داری که تصمیم بگیری مثل انتونی رابینز ، بهای موفقیت و رهاییت رو بدی یا نه؟
هیچ چیزی برای از دست دادن نداری...، هرچه هست به دست اوردنیه... 25 هزارتومن... !مبلغی که برای هرچیزی ممکنه تاحالا صرف کرده باشی و صرف بکنی... ایا برای پاکی و ازادیت هم حاضری صرفش کنی یا نه؟
اون پسر برای رهایی و ازادی خودش دلیل داشت... دلیل... !!! اون قدر دلیل داشت که بهای تموم موانع مسیر رو پرداخت...! حالا نوبت تو هست...

انتونی رابینز

حالا اگر فکر میکنی که باید اینکاررو انجام بدی و این پک رو تهیه کنی... اقدام کن... و تعلل نکن! چون ضرر میکنی...
واقعا این حرف رو دارم از ته قلبم میزنم...
یادت باشه که به قول همین پسر... در لحظات تصمیم گیری ماست که سرنوشت مان شکل میگیرد...
شماره کارتم 6274121147611487 ...


تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393 | 12:49 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
بنام خدا...! خدایی که زیباست و زیباییهارو دوست داره...خدایی که نام او معطر کننده هرفضا و هر محفلی است......
نقطه سرخط!
دوستان عزیز... نقطه سرخط... امروز... و الان اولین که نه...اما تقریبا اولین ساعات از سال 93 هست... ساعت یک و نیم شب!
شاید بگی عجب ادم دیوونه ایه این یه دوست که ساعت یک و نیم شب پای نت هست!!! که البته حق هم داری، اما برات بگم که ایام عید و سر ماهم یه کوچولو شلوغه و کمبود وقت داریم، و ازاونجا که خیلی دوست داشتم عید رو بهتون تبریک بگم... حتی اگر شده یک و نیم شب با تمام خستگی ها... بازم عید رو ... و سال نو رو بهتون تبریک بگم...!
امشب سر سال تحویل... یعنی 8 و نیم شب... خیلی برام بیاد موندنی بود، خیلی!
عقاب وجودت را بیدار کن و بال بگشا! سرزمینی بی انتها از فرصت ها و تجربیات شفگت انگیز در فراروی توست! اینجا اغاز خطی نو هست! پرواز کن! پرواز!
متنی رو که از دلم برااومد... برای جمعی از دوستان که شماره شون رو داشتم فرستادم، که همینجا ازشون بابت پیام های قشنگ شون تشکر میکنم... اما یه اتفاق قشنگی که افتاد... این بود که یکی از دوستانم... از فرط شادی و امید اشک میریختن و گریه میکردن! گریه و اشکی که پشت تلفن تک تک سلولهای من و تکون داد...! و باعث شد جرعه ای از عشق خالص و ناب انسانی و خداوندی رو احساس کنم... مهر و عشق انسانی رو لمس کنم.....  اون اشک ها... اون گریه ها... دنیایی بودن از حرفهای نگفته... از گذشته ای که رنج کشیده و داغ دیده... اشک ها ریخته... توبه ها کرده و بارها گریسته...، و حالا بخاطر نور امید ... و روشنایی چراغ اگاهی... از خاطر شوق و امید،... اشتیاق و الهیت خداوندی... یکدم اشک میریزد..... و اشک میریزد و اشک میریزد...
امیدوارم .... و از ته دل در اون لحظه ارزو کردم برای همه ی عزیزانی که به مواردی مثل خ.ا مبتلاهستن... از خداوند بزرگ رهایی رو درخواست کردم...
امیدوارم که هرچه زودتر....هرکسی که به چنین چیزی مبتلاهست... شور و شوق پاکی و ازادی ... اورا در شادی ای مملو از اشک و اشتیاق جاری سازد ... و پاک و ارام گردد.....!
خدایا... به عشق حضورت... به برکتت وجودت... به معنویت و الهیت و بزرگی ات...، ازتو درخواست میکنیم... پاکی...اگاهی... ارامش و عشق را به انان که در پی انند ... برگردانی... و ارزانی بداری!
خداوندا... دوستت داریم... دوستمان بدار!!!!
دوستان عزیز... سال نوتون... پر از امید و معجزه... پر از عشق و پاکی! ارزو میکنم که امسال سالی باشه که ورق زندگی تون برمیگرده!
امیدوارم همین امسال و هرچه زودتر... خبرهای شادی افرین شمارو بشنوم! مرسین و ممنون! عیدتون مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


تاریخ : جمعه 1 فروردین 1393 | 02:25 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوست عزیز سلام و درود... !!!!!!!
امیدوارم خوب باشی! خوب خوب...!
میخوام راجع به یک مورد کوچیکی براتون بگم و اون هم درمورد این وب و خودم و شما و برنامه مون هست...
من تو این وب یه روزی شروع کردم به مطلب نوشتن... برای کمک به ترک خ.ا...! خوب بود... خیلی از دوستان تاثیر گرفتن و از اموزش ها استفاده کردن...! توضیحاتی جدی و مهم و علمی میخوام بدم... ممکنه کمی طولانی بشه اما ازت میخوام که با دقت و صبوری مطالعه کنی... اگر میل داری که استفاده کنی...!
خوب... داستان خ.ا... یک داستان رفتاری و احساسی هست که باید تغییر کنه... یعنی شخص باید ترک کنه... برای اینکه ترک کنه باید یک تغییری در ذهن صورت بگیره... که انجام این کار رنج اور بشه... وعدم انجامش لذت بخش.... شاید همین الان هم بگی من از انجام این کار رنج میبرم چطوره که هنوزم انجامش میدم؟ جواب اینه که میزان اون رنج اونقدری نیست که از انجامش جلوگیری بکنه و میزان اون لذت ناشی از عدم انجامش در ذهنت اونقدری نیست که جلوت رو بگیره... که اگر چنین بود حتما ترکش کرده بودی...!
من دانشجوی علمی هستم به نام ان ال پی... اگر کتابی از انتونی رابینز خونده باشین.. حتما با این واژه اشنا هستین...  این علم علم تغییر و انسان شناسی هست... خوب..! برای اینکه تغییر اتفاق بیفته... خیلی راهها هست که میتونه اون تغییر رو رقم بزنه...
مثلا...
تغییر محیط... وقتی محیط و شرایط تون تغییر میکنه مثل وقتی که عید میاد و تعطیلات و سفر... همه چی یادتون میره و مدتها ترک میکنید... و خودتون هم خبر ندارین...
مورد بعدی تغییر باورها و ارزش هاست... گاهی بخاطر تغییراتی... مثل توبه... مثل مسجدی شدن...مثل رفیق خاصی پیدا کردن ... یه اتفاقی میفته و باورها و ارزشهاتون محکم تر میشه و تغییر میکنه... و شما به هرشکلی که هست اون کاررو انجام نمیدین...
مورد بعدی هویت میتونه باشه... گاهی باورتون از خودتون تغییر میکنه... و باوری مثل این درتون ایجاد میشه که اشرف مخلوقات هستین و خلیفه خدایین... و از این دست باورهای زیبا و فوق العاده... و ترک میکنید... 
مورد بعدی میتونه حتی جسم باشه... یه وقتی پیش میاد که خواسته یا ناخواسته وضعیت جسمی تون خیلی خوب و عالی و یا خیلی بد و ناخوشایند میشه...اینجا جاییست که شما اون کاررو ترک میکنید به خاطر انگیزه وضعیت جسمی خوب یا رنج ناشی از وضعیت جسمی بد...
مورد دیگر میتونه تمرکز باشه... با تغییر دادن تمرکز تون شما واقعیت تون رو تغییر میدین و در دنیای متفاوتی وارد میشین...
مورد بعدی میتونه سوال باشه... شما هر سوالی که بپرسی جوابی متناسب با اون ذهنت رو پر میکنه... کافیه بپرسی چطوری کنارش بزاری و جواب میگیری...
مورد بعدی مدل زندگی میتونه باشه... ممکنه گاهی پیش بیاد که مدل زندگیت تغییر میکنه و شرایط به کلی عوض میشه و شما ترک میکنید بدون اینکه کار خاصی انجام بدین...
مورد دیگر تغذیه میتونه باشه ... به خاطر استفاده از غذاهایی که نیروی جنسی تون رو میاره پایین شما هیچ میلی برای انجام خ.ا پیدا نمیکنید...
مورد دیگر میتونه ایجاد انگیزه و برنامه در زندگی تون باشه... وقتی که هدفی جدید در زندگی تون بهتون انگیزه میده ...اینجا دیگه اصلا وقت ایستادن و تلف کردن هم ندارین... و اصلا انجام اون کار به فکرتون هم خطور نمیکنه...
و ده ها مورد دیگر که میتونه باعث تغییر رفتار و احساس تون بشه که هرکدوم جای بحثی مفصل دارن...
میخوام نکته ای بگم و اون اینکه همه ی این تغییرات که باعث میشن شما بتونی اون کاررو کنار بزاری یک ویژگی مشترک دارن... و اون این هست...تغییر معنای انجام خ.ا از لذت به رنج... برای همین شما انجامش نمیدی...
اما متاسفانه بخاطر نداشتن دانش و مهارت کافی بعد از مدتی بهش برمیگردی... که نباید این اتفاق بیفته و من در حال تحقیق و مطالعه و نوشتن کتابی در این رابطه هستم  که میتونی بعد از کامل شدن ازش استفاده کنی...
پس تغییر در رفتار و عادت و احساس با تغییر معنای انجام اون کار و فعالیت ایجاد میشه که با دانش و مهارت کافی میشه اون رو برای همیشه نگه داشت... و پاک باقی ماند...
...خوب ... راز اینکه من رو اوردم به اموزش دادن مطالب در این وبلاگ همینه اینکه شما اموزش ببینی و راه رو به کمک مطالب اموزشی و اموخته های کاربردی و علمی با موفقیت بتونی طی کنی...
برای همین کوچینگ و این بسته های اموزشی ایجاد شده... و اگر دقت کرده باشی... یکی از راههای تغییر این هست که انگیزه پیدا کنی و هدف دار بشی و برنامه داشته باشه زندگیت که با اشتیاق و انگیزه به سمت اهدافت حرکت کنی...
کوچینگ هم فلسفه ش همینه... چون تو این دوره ی اموزشی... به مرور و با اموزش... باورها و ارزشهات تغییر میکنه... ممکنه که یک شبه این اتفاق نیفته اما به مرور زمان این اتفاق رخ میده... اطلاعاتت بیشتر میشه درمورد خودت ،ذهنت ، احساساتت و نحوه ی کنترل شون... و شناختی پیدا میکنی که بعدش میتونی ازشون برای کنترل تصمیمات و شرایطت استفاده کنی...
هدف گذاری داریم در این برنامه ،چرا؟ زیرا میشناسی مقصدت رو... و اهدافت رو که خود همین موضوع بهت انگیزه میده... با ضمیر ناخوداگاهت کمی اشنا میشی... رسالتت رو پیدا میکنی و میشناسی... و برنامه ای برای رسیدن و دستیابی به اهدافت رو یاد میگیری... و به طوری کامل تر در پایان دوره ی کوچینگ با مدیریت روحیه... و احساس... و نحوه ایجاد تغییر به صورتی قوی تر و جدی تر... همه و همه یک پک کاملی رو تشکیل میدن تا بتونی مسیری رو طی کنی که میل داری طی کنی و از این مسیر اهداف و ایندت رو مشخص کنی... و با اموزش ها به امید خدا و با عمل و استفاده خودت این اعتیاد کشنده رو بزاری کنار... البته برای همیشه...
خوب یه مورد دیگه میمونه و اون اینکه برخی از دوستان میگن خوب یه دوست!!! تو که قصدت خدمته و کمکه و از این حرفا...! خوب چرا پول میگیری؟؟؟  خوب پول گرفتنم چندتا دلیل داره... 1 : اینکه باد اورده رو باد میبره! وقتی یه چیزی رو مفتی بدست میاریم ازش استفاده نمیکنیم... حداقل در اون حدی که باید استفاده کنیم استفاده نمیکنیم... پس دلیل اول به خاطر خودتونه اینکه الابختکی نیای و یه فایلی رو دانلود کنی و بی حس و انگیزه بهش گوش بدی... !!! پس اول از همه به خاطر خودت  اینکه استفاده کنی و اینکه به خاطر خود چون که این همه انرژی میزارم و نمیخوام که همه رو هدر بدم... میخوام کسی واقعا ازشون استفاده کنه... نه اینکه من فقط بیام سرویس بدم ،اموزش بدم اما هرکسی بیاد و همینجوری خواست استفاده کنه  و نخواست استفاده نکنه و منم این وسط هاج و واج به تماشا...
دومین دلیل واقعا خودمم و سرویس و اموزشی که دارم ارائه میکنم...
من خودم خیلی خوب میدونم ارزش این اموزشهارو چون همین اموزشها زندگیم رو تغییر دادن... کلی براشون هزینه کردم ... برای اموختنشون... از شهری به شهری دیگر رفته ام و از استادی به استادی دیگر... از کتابی 2000 تومانی تا کلاسی 30 ..40 هزار تومن و سمیناری 300 و 400 و 500 هزارتومنی... و دوره هایی چندین میلیونی ... اگر کسی حس میکنه این اموزشها گرونه و باید اینهارو رایگان دریافت کنه بهتره که برای مقایسه در مراکز اموزشی یه پرس و جویی بکنه... و ببینه که فقط یه کلاس مدیریت زمان چقدره؟؟؟  و چقدر میگیرن؟
پس اینا دلایل منه برای اینکه از این اموزشها پول بگیرم چون نمیخوام اینجا الکی خوش بشینم و بگم که دارم به همنوعم خدمت میکنم... و سر خودم رو شیره بمالم... چون کسی به چیز رایگان اصلا توجه نمیکنه...
بعدم این تمثیل خوبیه که میتونین با این دید به کارم بنگرین... اینکه این وب رو به عنوان یه فروشگاه کتاب  در نظر بگیرین که اطراف محل زندگیتون هست... هرنوع کتاب و همه نوع موضوعی رو داره... و شما یک مشکلی داری و تو این کتاب فروشی دنبال راه حل هستی... و کتابهایی رو پیدا میکنی که راه حل های مشکلت رو بهت نشون میدن... خوب... فرض کن که اصلا هیچ رابطه ای با صاحب فروشگاه نداری! ایا حاضر هستی که این کتاب رو که جواب مشکلت رو در خودش داره رو خریداری کنی یا نه؟
معلومه که اره... و همچین کاری میکنی...
بعضی از دوستان چون فکرمیکنن من یه دوستم!!! و برای کمک دارم این کاررو میکنم نباید بابت زحمتام و هزینه هایی که میکنم پول و هزینه بگیرم که من خودم واقعا فلسفه شون رو درک نمیکنم... و برام منطقی نمیاد...
بهرحال من دارم اینجا سرویس میدم... و کمک میکنم تا راهتون رو به بیرون از گودال سرد و رنج اور خ.ا پیدا کنید... قدم به قدم... و خوشحال میشم که شماهم استفاده کنید و زندگیتون رو بهبود ببخشین...
اینجا نظر دوتا از دوستانمون رو که در دوره ی کوچینگ من شرکت کرده اند رو باهم میخونیم...
ابتدا دوست خوبمون...   دکتر سلام!!!
سلام به همگی
من از آموزشهای کوچینگ یابهتر بگم آموزشهای طلائی کوچینگ! استفاده کردم و
مختصری براتون درموردش مینویسم.

خب مقدمه ش ک بسیار انگیزه بخش بود...بعد فهمیدم اصلا چرا باید مواظب
جسمم باشم، و با رعایت چند مورد راحت ولی پایه ای می تونم سالم زندگی
کنم...بعد درمورد ذهن و اینکه اصلا چطوری کارمیکنه یادگرفتم....بعدش
مدیریت زمان که عالی بود عالی! منو که واقعا نجات داد!! فهمیدم تمرکزمو
باید رو چه مسائلی بذارم و به کاری که کار ندارم کار نداشته
باشم!!!....بعد از اون هدفگذاری.. که کوچینگه و هدفگذاریش! مفصله ولی
کامل و واضح
خوبی آموزشهای یه دوست!!! اینه که اینطوری نیست که یک سری فرمول و
دستورالعمل رو عین انشا بخونه و بعد بگه خب برو انجام بده!. شرح
میده..انگیزه میده؛که خیلی خیلی مهمه..و بیان جملات و سرگذشت افراد
موفق؛که خیلی کمک میکنه.
درمورد نتیجه ش باید بگم توضیحاتی ک خودش درباره کوچینگ و سایر بسته ها
نوشته کاملا درسته.مضاف براینکه از وقتی شروع کردم به یادگرفتن مطالب
اینجا و آگاه شدن،شرایطم هم بهتر شد؛ لااقل احساسم نسبت به شرایطم بهتر
شد و ....البته با شروع دوره ی هدفگذاری..چندین بار تنها شدم، تحریک شدم،
کاملا در شرایط انجام خ.ا قرار گرفتم، حتی دلم خواست انجامش بدم اما نسبت
به انجامش بی انگیزه بودم و خیلی راحت از فکرش اومدم بیرون.
در تهیه بسته ها؛ بخصوص هدفگذاری و خصوصا خصوصا شرکت در کوچینگ شک
نکنید..مطمئن باشید دنیای جدیدی پیش روی ذهن شما باز میشه. من که اگر یه
دوست!!! نبود واقعا نمیدونم چیکار میخواستم بکنم..اگر شما هم این شانسو
داشتید که با این وبلاگ آشنا بشید حتما ازش استفاده کنید.
موفق باشید.

و دوست خوبمون blue heart
سلام
اولا-هر كسی كه بخواد تغییر كنه موفق میشه..ولی كسی كه هنوز به اون نقطه
نرسیده كه بخواد تغییر كنه اگه بهترین روانشناس در زمینه موفقیت رو هم
براش بیاری باز موفق نمیشه
حلا در مورد كوچینگ...خب  حلا كه شما میخوای تغییر كنی باید بیاموزی...
بیاموزی چگونه در تمام ابعاد زندگی نتیجه دلخواهت رو بگیری و موفق بشی
این هزینه ای كه شما میكنید ..سرمایه گذاریه ..واقعا اگه شما نمیگم
100%به 50% از مطالبی كه تو این دوره گفته میشه عمل كنین قول میدم
زندگیتون 180درجه تغییر میكنه
مطمئن باش تو رسالتی داری كه باید بفهمی رسالتت چیه و در اون راه قدم برداری
این رو بدون اگه موفقیت رو بخوای و به مطالبی كه آقا شریف میگه عمل كنی
موفق خواهی شد چون هم آسونه هم تاثیر گذار
ودر آخر این هزینه ای كه برای كوچینگ میكنین بسیار كمتر از اون چیزیه كه
بدست میارین
قیمت نداره...
.
.
.
مطمئن باشین موفق میشین اگه بخواین ..اصلا مهم نیست بقیه چی میكنن ..اونا
نتونستن..تو میتونی ...این كار رو بكن و عادات بدت رو كنار بزار تا تو
الگویی باشی برای بقیه

خوب!!! من ممنونم از دوستان عزیزمون که نظرشون رو درمورد این برنامه برام نوشتن و منم بدون هیچ تغییری اون رو برای شما پست کردم... و ممنونم از خودتون که صبوری کردین و تا این جا مطالب رو مطالعه نمودین...
تغییر جسارت میخواد... تغییر شجاعت میخواد... و تغییر هزینه و زمان میخواد... اما برشیرین داره!!!!!!!!!!!
بهرحال دوست عزیز... تاپایان اسفند ماه 92 دوره ی کوچینگ با هزینه 58 هزارتومن و دوره ی هدفگذاری 11هزار تومن و بسته ی اموزشی کنترل و مدیریت فکر 9 هزار تومن قابل تهیه هست... امیدوارم و ارزو میکنم که سال 93 رو با امادگی اغوش بگشاییم و براش اماده بشیم پیش پیش و بدونیم که در این سال میخواهیم چه دستاوردهایی رو بدست بیاریم و میخواهیم به چه چیزهایی دست یافته و به چه جاهایی برسی و ازهمه مهمتر...اینکه به چه کسی میخواهیم تبدیل شویم...!؟
برای تهیه این بسته های اموزشی و یا شرکت در دوره ی کوچینگ کافیه که مبلغ اون رو به شماره کارت 6274121147611487 کارت به کارت کرده و به ایمیلم اطلاع بدین تا بسته ی اموزشی مورد نظر رو دریافت کنید و یا در دوره کوچینگ شرکت داده شوید...
سال نو... یعنی زندگی نو... با شمای نو... !!! شمایی که میخوای نو بشی و متفاوت زندگی کنی...
با ارزوی موفقیت شما................. یه دوست!!!..........................

برچسب ها: ترک خودارضایی، ترک استمنا، کوچینگ، هدفگذری، مدیریت زمان،

تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392 | 12:17 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان خوبم سلام...
از نظر یک شخص بی طرف... و خصوصا از نظر یک شخص روانشناس و متخصص فکر میکنید دلیل انجام کاری مثل خودارضایی چیه؟؟؟
اوایل که تصمیم گرفتم برای کمک به دوستانی که مبتلا به خ.ا بودن این وبلاگ رو راه اندازی کنم... با چندتا از دوستان و همکاران و استادانم مشورت کردم و نظر خودم رو بهشون گفتم و از نظر اونها جویا شدم که اونها چی فکر میکنن... فکر میکنن دلیل خ.ا و ادامه دادن به خ.ا دوستان چیه؟؟؟ اکثرا جوابهای متفاوتی دادن....اما یک نقطه ی اشتراک بین همه شون پیدا میشد... قبل از اینکه اون مورد رو بگم... بزارین کمی باهم درمورد این مسئله حرف بزنیم...
از دید منی که در مورد انسان مطالعه میکنم ... تحقیق میکنم... و رشته ی تحصیلیم هم یکی از نو ترین و تازه ترین علوم شناختی درمانی عصر حاضر در جهان اکادمیک امروز هست... یعنی ان ال پی... که رشته ساختار شناسی و روان درمانی انسان هست...  یه تمثیلی برای این کار و این موضوع دارم که بزارین براتون بگم...
خواسته یا ناخواسته... از یه روزی یه جایی... به یه شکلی... و حالتی... یک پسری ... یا یک دختری... دچار این مسئله شد که اسمش هست خ.ا... شاید مدتها حتی اسمش رو هم نمیدونسته و از ماهیتش هم اگاه نبوده... اما.... اون کار رو بنا به لذتی که درش یافته بوده انجام میداده... اون قدر انجام داده که یه نقطه ای احساس کرده که دیگه دست خودش نیست... قبلا خودش میخواست که اون کاررو انجام بده... و انجام میداد... ولی الان اون کار هست که اون رو وادار میکنه و گویی مجبور میکنه که اون کاررو انجام بده...
الانه که دچار ناراحتی های روحی و عصبی و ذهنی و جسمی شده... تازه فهمیده که گیر چه چیزی افتاده... از این کار برای خودش یه غولی ساخته... که هرکاری بکنه حس میکنه که نمیتونه شکستش بده... و این یعنی خطر... یعنی به گونه حتی پایان خوشی های زندگی او... برای اینکه بفهمی حرفامو و درک کنی...که درک میکنم یک شخص مبتلا به چنین عملی چه حالی داره... بزار کمی حال و احوالت رو توصیف کنم... معمولا بنا به یافته ها و مطالعاتم چنین افکار و احساساتی خیلی مشخص و فراگیر هست... کسی که دچار چنین مسئله ای هست... معمولا احساس ناتوانی میکنه... احساس عجز و ضعف درمقابل تمام مسائل موجود در زندگی...
افکاری از ندامت و پشیمانی... یاس و بی حالی... غم و اندوه... ناشی شده از حس گناه... و کوچکی و شکسته شدن... همه ی این افکار منجر به احساساتی از قبیل عدم اعتماد بنفس... افسردگی... ناامیدی... حس گناه کار بودن... و اضافه بودن... و غیره و حتی گاهی اونقدر شدید که ممکنه احساس کنه... خدا و زندگی هیچ اهمیتی براش قائل نیست... احتمالا شده تاحالا که گفتی خدایا چرا اصلا من...؟ چرا من... مگه من چه گناهی کرده بودم... و ممکنه حتی به فکر خودکشی و دیگر موارد هم افتاده باشی...
حس سرد ناامیدی...
حس تلخ بی کفایتی و پوچی...
حس تند شکست... و نابودی...
حس نا خوشایند رنج و سقوط...
حس از بین رفتن و هرروز ضعیف تر شدن... جسمی و روحی و ذهنی...
این حالت ها حالت های طبیعی است برای کسی که مبتلا به این امر شده است... علل فراوون داره... که دوتا از مهمترینش این ها هستند... 1: به خاطر باورها ی مذهبی یا انسانی اخلاقی...  باور گناه که همین طور هست... باور غیر انسانی بودن این کار که بازهم همینطوره...  و وقتی حس میکنه که داره کاری غیر انسانی و غیر اخلاقی... و گناه و ضد مذهبی و دینی داره انجام میده باعث از بین رفتن احساس خودباوری... عزت نفس و اعتماد بنفس میشه... و ده ها و صد ها مورد دیگر...
و 2: به خاطر اینکه طبیعتا با اینجام اینکار به جسمش اسیب میزنه... خارج کردن موادی که برای رشد جسم و روح و ذهنش بسیار ضروریه... باعث میشه که عدم رشد کافی در استخوان ها... عضلات... و ذهن صورت بگیره... اینها خود باعث ضررهای جسمی متعددی میشن...... و همه ی اینها روی هم جمع میشه و یکی روی یکی دیگه... اخرش این قدرت های منفی... اسکلت  وجودی و احساسی رو از بین میبره... و متاسفانه این روند به همین شکل هرروز ادامه پیدا میکنه و پایین تر و پایین تر میره... و ضعف و ناامیدی بیشتر ... ضعف جسمی بیشتر... بی حالی و بی حسی بیشتر... و بیشتر رو باخودش بهمراه میاره... و مثل یک چاه... که به بدبختی و ناامیدی ختم میشه... پایین تر و پایین تر در عمق فرو میرود...
اره عزیزم...!!! متاسفانه این اتفاقیه که داره برای خیلی از ادمها... مرد و زن... دختر و پسر... در جای جای این جهان پهناور رخ میده و زندگی هارو به نابودی میکشونه... ! فرورفتن در چاه تلخی و سردی و ناامیدی... گفتن اینکه تنها نمون ... اون کاررو نکن و ... فلان کاررو بکن... از دید خیلی ها فرمولهای بدرد نخور بنظر میان...  اما بزار راه حلی که من بهت پیش نهاد میکنم رو بشنوی...
اینجاست که میگن زندگی عدالت سرش نمیشه... و هرکسی هرچه خواست بدست میاره... پس بگو چی میخوای
!!!!  ازت میخوام... خوب فکر کنی... این مسیریه که احتمالا در اون گیر افتادی... و هرروز پایین تر و پایین تر میری... یا اینکه حس میکنی داری پایین تر میری... بهرحال... انتخاب با خود توست... میتونی به همین شکل از این چاه پایین بری... یا انیکه در یک نقطه ای به خودت بیای و بگی دیگه کافیه... دیگه بسه...!!!!! و با شجاعت... تصمیم بگیری که بیش از این در این چاه غرق نشی... حالا راهش چیه!؟؟!؟!
این جا جاییست که اون جواب سوال اول رو بدم ... که همکارام و استادام گفتن... اصطلاحا بی ارادگی!!! همه میگن اراده نداریم....وگرنه ترک میکردیم... اون اشخاصی که باهاشون مشورت کردم هم همین رو تقریبا گفتن... البته اونایی که متخصص تر بودن حرفای بهتری زدن... و این بود حرفشون... اینکه... بی حرکت اند...!!!!!
دقت کردی... دلیل اینکه نمیتونن ترک کنن... اینه که بی حرکت اند... ساکن اند... انرژی و اشتیاقی برای حرکت ندارن... و فکر میکنم که راست میگفتند...!!!!
من اکثر کسایی رو که دچار خ.ا هستند رو میبینم ... متوجه میشم که خیلی بی حوصله... بی اشتیاق و بی انگیزه هستن... فقط میرن مدرسه یا دانشگاه... یا سرکار و میان خونه... و بدتر از اینا اونایی هستن که صبح تا شب خونه اند... این یعنی اینکه بیفتی درون یک چاله و صبح تا شب درو خودت بچرخی... !!!!! خوب این چنین چیزی نه اشتیاقی داره و نه انگیزه ای ... راه چیه راهش اینه که حرکت کنی... راهش اینه که راه بیفتی تا انیگزه پیدا کنی... راهش اینه که راه بیفتی تا اشتیاق رسیدن به جاهای بهتر رو پیدا کنی... !!!!!!  اونوقت هست که از بیکاری نمیمونی خونه...از بی حوصلگی... نمیمونی تو عالم خودت... تا هر چیزی تحریکت کنه... راهش اینه که حرکت کنی و راه بیفتی...!!!! بخاطر چیزی که بهت انگیزه میده... امید میده...دلیل میده... معنا میده...!!!!!! خوب بازهم یه مشکلی هست...!!! اینکه چیکار کنیم که راه بیفتیم...؟؟؟؟ سوال خوبیه... چیکار کنیم که حرکت کنیم... درسته که حرکت کردن و رشد کردن و راه افتادن بهمون انگیزه میده اما چیکار کنیم که راه بیفتیم... چه چیزی حرکت مون میده...! جواب اینه... هدف!
اره... هدف...!!!!! هدف حرکتت میده... بهت انگیزه میده... خصوصا در سال جدید.. سالی که در راه هست و میتونی در این سال طوری حرکت کنی و قدرتمندانه جلو بری که هیچ چیز و هیچ کس نتونه جلوتو بگیره...
برای همینه که من اموزش میدم... من نمیام سرزنشت بکنم... بترسونمت از عذاب قبر و فشار و پل صراط و غیره... چون این حرفا مثل این میمونه اغلب که با چکش تو سر کسی بزنی که توی گودال خودش در حال تلو تلو خوردن هست...
این کارها و این حرفا فایده ای نداره... راهش اینه که یکی بیاد و کمکت کنه دستت رو بگیره و از توی گودال بکشه بیرون...
و وقتی راه افتادی... به خاطر هدفهای قدرتمند و انگیزه بخشت... میتونی با سرعت جلو بری و هر وقت هم یک تحریکی اومد سراغت... چون هرروز داری قوی تر میشی ...اعتماد بنفست رشد میکنه عزت نفست رشد میکنه...خودباوریت رشد میکنه... اینجا راحت میتونی از دام اون تحریکات خودت رو کنار بزنی و حتی جای رنج و لذت ناشی از انجام این کاررو جابجا کنی...!!!!
اینه ... اینه راهی که میتونی خودت رو از اون گودال عمیق نجات بدی... دستت رو دراز کنی... و بیای بیرون... به خاطر چیزی که عمیقا میخوای... راه بیفتی و حرکت کنی... و در مسیر قدرتمند تر و قدرتمند تر بشی... تا اینکه به کسی تبدیل بشی که هیچ بادی نتونه تکونش بده... اونجا جاییست که میتونی هر تحریکی رو نادیده بگیری... !
برای همینه که من اموزش میدم... برای همینه که در دوره کوچینگم هدف گذاری میکنیم... برنامه ریزی میکنیم... با تکنیک های کنترل ذهن و احساسات اشنا میشیم...
هدیه ی سال نو من ... اینه بهت... دوره ی کوچینگ... با تخفیف فوق العاده  ... فقط... 58 هزارتومن...   یک دوره کامل... برای خارج شدن از گودال روزمرگی و حرکت به سوی هر انچه میخواهی...
و پک هدف گذاریم... تا اهدافت رو روشن کنه... فقط 11 هزارتومن... بخاطر سال جدید...  چیزی که میدونم و مطمئنم ارزشش چندین برابر هست...
پک کنترل و مدیریت فکر... 9 هزار تومن...
این بود... راه حل یک ان ال پیست که تا الان هم شما موفقیت دوستان رو در این وب دیدین و بیشتر هم خواهید دید...  چون میخوان که این اتفاق بیفته...  و پاک بشن... و ازاد و رها زندگی کنن...
برای تهیه این بسته های اموزشی و یا شرکت در دوره ی کوچینگ با تخفیف ویژه فقط تا پایان اسفند ماه وقت دارید... و بعد از ان... بسته ها حدود 40% افزایش بها خواهد داشت...
برای تهیه بسته ها و یا شرکت در دوره کوچینگ کافیست مبلغ ان را به شماره کارت 6274121147611487
کارت به کارت نموده و از طریق ایمیل sharif_h22@yahoo.com اطلاع دهید...
و در پایان این رو بگم که... دوست من...یا جرات میکنی و از گودالی که درش افتادی میای بیرون... وحرکت میکنی یا اینکه متاسفانه در شرایط سخت همونجا میمونی... این چیزیه که من دارم به عین میبینم... در زندگی مردم... پس انتخاب با خودتوست اینکه تصمیم بگیری راه بیفتی یا ساکن بمونی... به امید موفقیت و پیروزی تو...
یه دوست!!!



برچسب ها: ترک خودارضایی، ترک استمنا، هدفگذاری، هدف، کوچینگ، مدیریت ذهن،

تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | 02:17 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
اپرا وینفری و انتونی رابینز...
بنام خدا... همون خدایی که خلیفه هایی از جنس بشر برروی زمین قرار داد...
 دختری که در کودکی بارها و بارها مورد تجاوز قرار گرفته بود...
اپرا... وینفری... حال او از زنان قدرتمند این کره ی خاکی است... از ثروتمندترین های امریکا و جهان و از اثرگذار ترین انسانهای روی زمین...
او به روشنی  به همه ی دنیا ثابت کرد که گذشته و اینده هیچ ربطی به همدیگه ندارن... و اگر امروز تصمیم بگیری متفاوت از گذشته ات زندگی کنی ... میتوانی...!!!
امیدوارم الگوی مان...اشخاص قدرتمند همچون او باشند که با تمام مشکلات خود کنارامده... وانهارا حل کرده و با سربلندی برفراز زندگی فرود امده اند...
نمونه ی دیگرش... همان شخصی است که روبروی او نشسته است... آنتوی رابینز...! من چون به خوبی با زندگی این مرد اشنا هستم... باورم این است که او یک نابغه به تمام عیار است... یک پسرکی که همیشه مورد تمسخر قرار میگرفته چون به خاطر هیکلش، در تمام دوران تحصیل تا دبیرستان از همه ی همکلاسی هایش بزرگ تر بوده است... پسرکی که فقط تحصیلاتی در سطح دبیرستان دارد... اما نه تنها دنیای خودش را... بکله دنیای هزاران و میلیون ها نفر را برروی زمین تغییر مثبت و فوق العاده داده است...
نمونه ش خودمن! که دارم این متن رو مینویسم...من خیلی از چیزهام رو مدیون این مرد و اموزه های اومیدانم...
امیدوارم که از این اشخاص بیاموزیم... و از زندگی امثال این مردان و زنان قهرمان الگو بگیریم... و زندگی خودرا با قدرت و شجاعت بهبود بخشیم...
به همین منظور من اینجا هستم... و بخشی از وقتم رو صرف اموزش این مفاهیم و مطالب میکنم... سال جدید در راه هست...
سال 93... سالی است که میتونه جهت بده به زندگی ما... و تغییرات شگرفی ایجاد کنه... به خاطر عید سال نو... به خاطر شما... به خاطر زندگی چون باارزشه... و به خاطر تمام لذتهای جهان هستی... من هدیه ای دارم براتون تا کمکتون کنه افسار این زندگی رو بدست بگیرین و قاطعانه و جسورانه حق تون رو از زندگی طلب کنید...
برای اطلاعات بیشتر فایل ضمیمه این پست رو دانلود کنید و با دقت به ان گوش کنید... و برای سرمایه گذاری روی خودتان در سال جدید و تمام عمرتان اماده شوید...  و این کاررو انجام بدین...
همین الان دانلود کنید....
هدیه سال نو یه دوست به شما!!!

برچسب ها: سال 93، ترک خودارضایی، ترک استمنا، هدفگذاری، برنامه ریزی،

تاریخ : یکشنبه 4 اسفند 1392 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان خیلی عزیز سلام...!!! امیدوارم که خوب و سلامت باشین...
من هرازچندگاهی می ایستم و یه نگاهی به مسیری می اندازم که تاحالا طی کرده ام... میدونم یه روزی این مسیر رو برای دیگران هم تعریف میکنم و اینم میدونم که همه کسانی که اون رو میشنون... از شنیدن ان جا میخورن...
بچگی مو خیلی یادم نمیاد... یه چیزهایی یادم میاد اما چون هیچ وقت روی خودم اگاهی نداشتم برای همین فقط مثل تصاویر یک فیلم برام تداعی میشن... منظورم از خوداگاهی اینه که: اگاهی و اشراف به افکار و باورها و اعمال و رفتار در هر لحظه ... تا تقریبا ده سالگیم هیچ اشرافی به زندگیم نداشتم... فقط توسط امواج قدرتمند محیط و شرایط حرکت میکردم... اما بعد از یه مدت زمانی فهمیدم که داره یه اتفاقایی در زندگی خودم و اطرافیانم رخ میده...اما بازهم اشراف نداشتم... و اگاه نبودم که چه اتفاقاتی داره رخ میده... فقط میدیدم که یه اتفاقاتی داره میفته... رخدادها و اتفاقاتی که میدونستم روی زندگیم تاثیر میزارن اما اینکه چه تاثیری میزارن رو خودم هم نمیدونستم... بد تر اینکه... این حالت عدم اشراف به زندگی و خودم... و این حالت گنگی... و عدم درک خودم و شرایطم...تا 17 و 18 سالگیم هم ادامه داشت...  حتما میگی عجب اعجوبه ای هستی تو!!! تا 18 سالگیت نمیدونستی داری کجا میری و چیکار میکنی...؟ حقیقت اینه که اره... واقعا نمیدونستم... نمیفهمیدم... تحت تاثیر باد و طوفانهای شرایط به این سو و ان سو کشیده میشدم...
فکر میکنم بدترین حالت یک زندگی باشه... وقتی که کنترلی روی زندگیت نداری.... و این طوفان های شرایط ... محیط... سیاست ... اجتماع... افکار دیگران... افکار ناشناخته خودت... احساسات اتشین و بی افسار درونت... اوضاع و حالت های مواج روحی ت... و غیره و غیره... تورو به اسارت گرفته اند... عدم اطمینان به خود... عدم اعتماد بنفس و عزت نفس... عدم اطمینان به زندگی... و به خودت... و تحت تاثیر شرایط بودن... افتضاحه نه؟؟؟ میدونی چیه؟؟؟ افتضاح نیست... فاجعه اس... فاجعه... !!!!!!!
بعضی از دوستان میگن من حس و حالشون رو خوب درک میکنم... گاهی وقتا بهتر از خودشون... اصلی ترین و تنها دلیلش اینه که من خودم اون حالت هارو سالهای سال زندگی کرده ام...! و بدبختی رو با تک تک سلولهای وجودم لمس کرده ام...
اما شما میدونید که من یه باوری دارم... که میگه... the past does not equal the future... اینکه اینده و گذشته هیچ ربطی بهم دیگه ندارن... در حقیقت از 17 ..18 سالگیم... شرایطم شروع کرد به تغییر کردن... چرا؟؟؟ چون باورهام شروع کرد به تغییر کردن... و یکی از اولین باورهایی که در زندگی بدبختانه ام در ان زمان خوشبختانه در من ایجاد شد این باور بود که گذشته و اینده ربطی به هم نداره... !!!  و همین باور بود که باعث شد بتونم فرداهای بهتری رو برای خودم متصور بشم...  در حقیقت این اموزش بود... که باعث شد زندگیم شروع کنه به تغییر کردن...  ایجاد شدن همین باور که گذشته  و اینده ربطی به هم ندارن با اطلاعات جدید درمن شکل گرفت... با اموزش در من ایجاد شد... پس اولین قدم و مهمترین قدم برای ساختن یک زندگی خوب اموزشه...!!!
یه وقت اشتباه نکنید، من نمیخوام درمورد خودم حرف بزنم... من میخوام درمورد شما حرف بزنم... اره... شما! شمایی که میدونم و مطئمنم که ارزو و روءیا داری... هدف داری... خواسته هایی از زندگیت داری... و از شرایط فعلی ت راضی نیستی و رنج میبری...  شمایی که از تحت تاثیر شرایط بودن خسته شدی... از اینکه امواج زندگی برات تصمیم بگیرن خسته شدی...!
بزار بگم... وقتی که فهمیدم هیچ کسی جز من مسئول زندگیم نیست... فقط خودمم و خودمم حسابی جاخوردم... بزار این تلنگر رو به تو هم بزنم... اگر تاحالا این باور رو نداشتی بزار بگم تا باورت بشه...! پس خوب گوش کن...
شرایط امروزت هرچه که هست نتیجه ی تصمیمات و اعمال و افکار و رفتارهای دیروز و گذشته ات هست! نه چیزی غیر از اون!
خوب فکر کن!... تامل کن... و ببین که امروز کجایی... در چه نقطه ای... در چه مکانی... در چه وضعیتی... و در چه شرایطی...؟؟؟
بزار یه بار دیگه بگم....
هرآنچه که امروز هستی... نتیجه افکار...اعمال و رفتارهای دیروزت هست! نتیجه انتخاب ها... نتیجه ی تصمیم گیری ها... نتیجه اعمال و رفتارهات...!!! و اینجاست که این باور عدم ارتباط گذشته و اینده خودش رو نشون میده...! میدونی چطوری؟؟؟
به این شکل که اگر ... اگر امروز به خودت و زندگیت اگاه بشی... و تصمیم بگیری که روی زندگیت کنترل داشته باشی... و این کنترل رو پیدا بکنی... میتونی از این به بعد خودت اگاهانه انتخاب بکنی... تصمیم بگیری... عمل بکنی... رفتار بکنی  و ایندت رو متفاوت از گذشته ات خلق بکنی...!!! میدونی چرا؟؟؟ چون فردای تو توسط تصمیمات امروزت شکل میگیره... توسط رفتار و اعمال امروزت شکل میگیره...!!!در واقع حتی خدا هم کاری به کارت نداره! باور نمیکنی... نگاه کن! فکر کن! تامل کن! خداقوانین رو افریده... و خودش فقط در خارج از قوانین باهات پارتی بازی میکنه... اما بیشتر این بازی در چارچوب قوانین این زندگیه! در حقیقت خدا خودش میگه...
إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ[الرعد:11] خدا حال و روز هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر ان قوم  خودشان برای تغییر پیش قدم شوند و حال و روزشان را تغییر دهند... حالا باور میکنی که گذشته و اینده هیچ ربطی بهم ندارن؟؟؟ و در هر لحظه این تویی که تصمیم میگیری و انتخاب میکنی... و این تویی که زندگیت رو خلق میکنی؟؟؟؟؟؟ اگر اره... پس بپذیر مسئولیت زندگیت رو... اینکه تویی کسی که این زندگی رو باید بسازه...
میدونم کمی زیاد حرف زدم...اما بزار بازم بگم... میدونی چه اتفاقی افتاد که زندگیم شروع کرد به تغییر کردن... ؟ جواب اینه... :اموزش...!!! وقت گذاشتم و باخودم و زندگی اشنا شدم... و از اون زمان به بعد اشتیاق بیشتری برای زندگی پیدا کرده بودم... هرسال که به پایان سال نزدیک میشد... یه نگاهی به سالی که گذشته بود می انداختم و اون رو با سالهای قبل مقایسه میکردم... و میدیدم که اون سال رو بسیار بهتر از سالهای گذشته زیسته ام... و نتایج بسیار ارزشمندتری گرفته ام.... و اون سال رو با سالی که قرار بود سال جدید و پیش روی زندگیم باشه هم مقایسه میکردم و میدیدم در تصوراتم که سال جدید میتونه بسیار شگفت انگیز تر از سالهای گذشته و علی الخصوص سال قبل باشه... 18... شد 19... 20...21...22 و23 و...2..2..2... و همین طور اومد جلو...ظرف چندسال... زندگیم به شکلی معجزه اسا تغییر کرد! و حالا چیزی به سال جدید نمونده...امروز سوم اسفند بود... اسفند92... و میبینم که 27 روز دیگر سال جدیدی اغاز میشه و شگفتی های ان مرا میخواند... و میبینم با چشمان دلم... که سال 93 ... طلایی ترین سال زندگی من خواهد بود!!!بسیار فوق العاده تر از سالهای قبل...  و میدونم که هرسال بهتر از سال قبل و طلایی تر از سالهای قبل خواهد بود... زیبا تر ... شگفت انگیز تر و فوق العاده تر... چون زنده ام... ازت میخوام توهم دروجودت فریاد بزنی و بگی که ...
سال 93 ... طلایی ترین سال زندگی من خواهد بود!!!سیار فوق العاده تر از سالهای قبل و شگفت انگیزتر از هر زمانی...
میخوام یه چیزی بهت بگم...!!! سال 93 در راهه... و تو میتونی با انتخاب امروزت سال 93 رو به طلایی ترین سال زندگیت تبدیل کنی..!!! با انتخاب هایی که میکنی... با تصمیماتی که میگیری... و با رفتارها و اعمالی که از خودت بروز میدی... اما فقط با تصور و خیال چنین چیزی اتفاق نمیفته... اگر امروز هم همون کاری رو بکنی که همیشه انجام میدادی... بدون که همون نتیجه ای رو میگیری که همیشه میگرفتی... پس... یه چیزی مشخصه... اینکه... حتما حتما باید کاری متفاوت انجام بدی و تصمیمی متفاوت از گذشته ات بگیری...! و اولین قدم برای تغییر زندگی تصمیم گیری و گذاشتن اهدافی نو هست... اهدافی قدرتمند و قوی... و تهیه دیدن برنامه ای برای رسیدن به انها...
سال 93 رو میتونی به طلایی ترین... هدف مند ترین و شگفت انگیز ترین سال زندگیت بدل کنی... همین الان تصمیم بگیر...
و برای اینکار... من دوتا پیشنهاد برات دارم...
1: شرکت در دوره ی کوچینگ زندگی پاک...  البته با یک شرایط فوق العاده و تخفیفی واقعی... که به زودی اعلام میکنم....
دوستانی که در این دوره شرکت کرده اند به خوبی میدانند که این دوره شامل اموزشهای بسیار کاربردی است... از مدیریت زمان، کنترل فکر، افزایش قوای جسمی و سلامت جسمی، مدیریت زمان، هدف گذاری، برنامه ریزی، شناخت احساسات و مدیریت روحیه، و شناخت نیازهای درونی و احساسی وجودی ماست...  همین جا ازشون میخوام که نظرشون رو درمورد این دوره برای دوستانشون بنویسن... صادقانه...
و2: برنامه کامل هدف گذاری... مجموعه ای مفصل و کابردی برای گذاشتن و مشخص کردن اهداف ... خصوصا در سال جدید 93...  البته با تخفیفی واقعی هدیه ای از طرف من برای شما بخاطر خودت و زندگیت و سال جدید...
پس تصمیم بگیرین... زیرا تصمیمات و انتخاب های شماست که زندگی و اینده ی شمارو شکل میده... نگاهی به امسال تون بیندازین... به سالهای قبل نگاهی بکنید و به اینده پیش روی خود هم نگاه کنید... و واقعا با چشم دل و قلب خود ببینید که چه میتوانید بکنید و چه زندگی ای رو میتونید در سال جدید برای خودتون بسازین و خلق کنید... با اهدافی نو... و یا با برنامه ای و مربی ای تازه...
پیروز و سربلند باشی....بزودی باخبر های خوب و دقیق تر بازخواهم گشت...
سال جدید با اهدافی نو... و برنامه ای نو ...!!!!!
  



برچسب ها: ترک خودارضایی، هدف، هدفگذاری، مدیریت زمان، زندگی نو، شمای نو،

تاریخ : شنبه 3 اسفند 1392 | 09:52 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
سلام...!!!!!!!!!! دوستان سلام... امیدوارم روزهای خوبی داشته باشین...
امروز میخوام راجع به یه مسئله ی بسیار مهم و سرنوشت ساز براتون بگم...
بعد از مدتها به یک نتیجه ای رسیدم که میخوام اون رو باشما هم درمیون بزارم...
تصور کنید... کسی رو که صبح از خواب بیدار میشه... و میره سرکار... یا میره مدرسه... و تمام روزش رو در فعالیت روزانه ش میگذرونه و شب میاد خونه... تلویزیون نگاه میکنه... فیلم میبینه... کانالهای ماهواره رو بالا و پایین میکنه... و بلاخره... فردا میشه و دوباره... روز از نو و روزی از نو... به همین منوال کل سال میگذره... سال بعد هم میگذره... و چند سال دیگر هم میگذره... و سالها پشت هم... در حال عبورند... و این شخص... هرروز مثل همیشه... عادی داره زندگی میکنه... کلی مشکل داره... مسائل روحی... ذهنی... احساسی... حتی اعتیاد... !!!  ناراحته و از زندگیش رنج میبره... و همش هم گله میکنه... و میناله که خدایا چرا من...؟ مگه من چه گناهی کرده ام..؟ مگه من چیکار کرده ام؟؟؟ که باید این جوری رنج ببرم... در دام اعتیاد... در دام روز مره گی... در دام فقر و نداری... در دام روزهای سرد و خاموش و تکراری..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
و هرروز میگذره و این شخص... مخیواد شرایطش رو تغییر بده ولی بازهم زندگیش همینه... ازش که بپرسی... چیکار میکنی... میگه صبح تا شب دارم تلاش میکنم... ولی نمیدونم چرا هرروز بدتر از دیروزم... و نمی تونم اعتیادم رو ترک کنم... نمیتونم پول دار تر بشم... نمیتونم اوضاع و شرایط رو تغییر بدم... نمیتونم وزن ایده الم رو بدست بیارم... و غیره...
خوب...این مثال بالا رو در ذهن داشته باشین و به این نکته دقت کنید... فرض کنید که شخصی یک جایی ایستاده... که جای کثیف و بدبو... الوده... نجس... زشت و بد ریخت... نا امن و پرخطر... یه جای دور افتاده و تنها... در یک شرایط فقر و نداری... در یک جای بی روح و سرد هست... و نمیخواد که اونجا باشه... نمیخواد دیگه اونجا باقی بمونه... نمیخواد که اون بوها رو استشمام کنه... نمیخواد که در خطر و فقر و نداری اونجا باشه... !!! نمیخواد... نمیخواد...نمیخواد... و صبح تا شب هم داره تلاش میکنه... صبح تاشب هم داره فعالیت میکنه و فریاد میزنه از خدا و خلق و دنیا کمک میخواد... که خدایا ...ای مردم... من نمیخوام اینجا باشم... نمیخوام دیگه تو این محیط باشم... و نمیخوام فقیر و معتاد باشم... نمیخوام ضعیف و بی اراده باشم... و نمیخوام های بیشمار دیگر...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب دوست من ... چی فکر میکنی؟؟؟ فکر میکنی این شخص کی از این شرایط سخت و تلخ و سرد و بی روحش رها میشه... و به ازادی... به ارامش... به خواسته ها و سرزمین رویاهاش میرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میخوای من بهت بگم کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی خوب میگم... خوب دقت کن... این یکی از اون جوابهای  باارزش میلیون دلاریه...
دقت کن.... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!هیچ وقت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اره... هیچ وقت... میدونی چرا؟؟؟ چون مثل این میمونه که یک وسیله ای دستت بگیری و هی بهش ور بری...  بالا پایینش بکنی... چپ و راستش بکنی... هی بهش ور بری و داد و فریاد بزنی که ای بابا چرا این به یه چیز دیگه تبدیل نمیشه... چرا این همینی هست که هست... برای چی این عوض نمیشه... چرا این شرایطش تغییر نمیکنه... چرا رنگش عوض نمیشه... هی بهش ور میری و داد و فریاد میزنی که ای خدا... ای مردم... ای دنیا... چرا..؟؟؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ این وسیله ای که دستمه تبدیل به یک چیز دیگه نمیشه....؟؟؟؟؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا اگر ازش بپرسی چی میخوای...؟ میخوای این وسیله به چه چیزی تبدیل بشه... ؟؟؟ میگه نمیدونم... فقط نمیخوام اینجاش این جوری باشه... بشه یه چیز دیگه خوب... این جاش خرابه... نگاه کن...اینجاش اینجوریه... لکه داره... ای بابا اینم همش ایننجوریه..... درست نمیشه... حالا ازش میپرسی درست یعنی چی...؟؟؟ میگه یعنی درست دیگه... خوب باشه... کامل باشه... عالی باشه... حرفهای کلی و کلی و کلی میزنه... !!!!!!!!!!!!
عزیز من... تویی که گرفتار یک چیزی هستی... یک اعتیادی هستی به اسم خ.ا... عزیز من... باید یه خبر بد بهت بدم... خبر بد... خبر بد اینه که تو هم مثل اون یارو... گیر دادی به اون وسیله... که میگه ای بابا چرا این وسیله اینجاش اینجوریه... چرا عوض نمیشه...
یا مثل اون شخصی که در یک شرایط بد قرار داره و همش میگه این جا چرا  بوی بد میده... چرا این جا این شکلیه... من خستم از این شرایط... من خستم از خسته بودن... من خستم از تکرار این روزهای تلخ... من خستم از بدبختی اینجا...و هی گیر دادی به چیزی که مشکلت هست... عزیز من... تو که به خ.ا مبتلا هستی... فرض کن که در یک شرایط و وضعیتی هستی و اسمش هست... نقطه A ...که ازش خیلی هم ناراحتی... خیلی هم بدت میاد... و هی داری میگی ای بابا چرا این جا این جوریه... حالم داره بهم میخوره... خدایا پس کجایی... کمک کن.... کمکم کن....!!!!!! و گیر دادی به در و دیوار نقطه ی A....
بارها این رو گفته ام... فکر میکنم... اما بازهم برات میگم... اگر از جایی که هستی ... شرایطی که داری ... راضی نیستی... داری ازش رنج میبری... اینقدر بهش گیر نده...اینقدر گله نکن... تو در نقطه A... قرار داری... فقط کافیه که یه نقطه ی دیگر رو انتخاب کنی... به عنوان هدف... و حرکت کنی... حرکت کنی... جاری بشی... راه بیفتی... از خیابون ها بگذری... کوچه هارو طی کنی... از محله ها عبور کنی... از هر وسیله ای استفاده کنی... و تمام تلاشت رو بکنی که به نقطه ی دلخواهت برسی...
میخوای صادقانه یه چیزی رو بگم... با اینکه بارها گفته ام... اما بازم میگم... عزیز من... مشکل تو این نیست که باید تنها نمونی... این نیست که در وبلاگهای ترک خ.ا بهت پیش نهاد میدن... این نیست که .....!!!!!! مشکل ذهنته.... مشکله اینه که ذهنت یا خودت... نمیدونی که کجا میخوای بری.. و هی گیر دادی به همون نقطه ای که درش هستی و به در و دیوارش فحش و ناسزا میگی... دلیلش اینه که.... هدف نداری که حرکتت بده... و از نقطه ای که درش قرار داری بلندت کنه... و انگیزه ای بهت بده که راه بیفتی و حرکت کنی... تا از اون نقطه خارج بشی... موندی همونجا... و داد و بیداد میکنی... گریه میکنی... فریاد میکشی... که چرا شرایط این جوریه... عزیز من ... هدف... هدف... هدف... نداری... نمیدونی کجای میخوای بری... و تمام انرژی تو میزاری همون جایی که هستی... خوب حرکت کن... اما یه مشکلی هست... نمیدونی کجا میخوای بری... چه برسه به اینکه چطور بخوای بری....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عذر میخوام که اینقدر رک و رو راست حرف زدم... فکر کن... فکر کن درموردش... عزیزم تو الان در یک نقطه ای هستی که ازش راضی نیستی... و حتی نمیدونی چی میخوای... فقط و فقط به عدم رضایت از اون نقطه داری گیر میدی... بجای اینکار بدون که کجا میخوای بری و برای رسیدن به اون جا... اموزش ببین و حرکت کن... تا از اونجایی که هستی خارج بشی... به همین سادگیه... اما کی عمل میکنه... چه کسی بهای حرکت و مسیر رو میپردازه...؟؟؟؟؟؟
دوره ی کوچینگ من... بهت هدف میده... برنامه میده... اموزش میده... راه نشون میده... اگاهی میده... و کمکت میکنه حرکت کنی... راه بیفتی و در مسیر با اگاهی و اموزشها... با موفقیت عبور کنی... و به مقصد های دلخواهت برسی... و پله هارو یکی پس از دیگری بالا بری.. وازجایی که هستی دورتر و دورتر و دور تر بشی... تا اینکه به سرزمین ارزوهات... سرزمین پاکی و رهایی ... سرزمین ازادی و الهی واقعی برسی....
اگر خودت رو دوست داری... اگر خسته ای از روزهای تلخ گذشته ت... ازت میخوام که اونجا نمونی.... حرکت کن... بلند شو... و با تلاش... اموزش... انرژی گذاشتن ... وقت گذاشتن.... هزینه کردن... و ... بهای موفقیت و رهایی ت رو بپرداز....
البته اگر طالب رسیدن به سرزمین ازادی ، رهایی و پاکی هستی...... که میدونم هستی... وگرنه اینجا نبودی... پس حرکت کن...!!!!! امیدوارم که موفق باشی...........
یه دوست!!!

برچسب ها: ترک خودارضایی...، ترک استمنا، موفقیت، هدفگذاری...، برنامه ریزی...، کنترل ذهن، مدیریت فکر،

تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 10:18 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
سلام... خوبی!؟ منم خوبم مرسی!!!ممنون که حالمو پرسیدی!؟!
سوالی داشتم؟؟؟ میخوام بدونم... اگر سر یه دوراهی قرار بگیری که بین ارامش و دیوانگی یکی رو انتخاب کنی کدوم رو انتخاب میکردی!؟
انتخاب میکردی که ارامش داشته باشی... یا دیوانه باشی؟!؟!
معمولا همه میگن ارامش... ارامش... اراااااااااااااااااااااااااااامش... یه نفس عمیق هم باهاش میکشن...!
اما میدونی ارامش یعنی چی؟؟؟ یعنی اینکه...همون جایی که هستی بمونی... توهمون اتاق...همون خونه...همون محل...همون شهر...و نهایتا همون کشور!!! یعنی تماما توی یک دایره ای باشی و بمونی که درش راحتی...! این یعنی ارامش... درست میگم؟؟
نمیدونم نظر تو چیه؟ اما غالب مردم باورشون از ارامش همینه...  یعنی اینکه درون یک دایره ای بدور خود بچرخی و بچرخی...! جایی نری یه وقت...اخه مورچه شاخت میزنه... کاری نکنی یه وقت... اخه ممکن دستت اووف بشه...! حرکتی نکنی یه وقت اخه ممکنه که اشتباه کنی...
حالا دیوانگی چیه؟؟؟ دیوانگی یعنی اینکه...دنیا رو قلمرو خودت بدونی... دیوونگی یعنی اینکه... از دایره ی راحتیت بیای بیرون... با غریبه ها ارتباط برقرار کنی... از خونه ت بیای بیرون از شهرت بیای بیرون...از کشورت بیای بیرون و حتی اگر لازمه از زمین هم بیای بیرون...!
کسانی که دنبال ارامش میرن... نهایتا به همون جایی میرسن که از اول درش بدنیا اومدن... یعنی بعداز یه عمر زندگی برسی به نقطه اول...
دیوونگی... یعنی شجاعت داشتن... یعنی به دنبال ازادی بودن... یعنی جرات پافراتر از دایره ی راحتی گذاشتن... دیوونگی یعنی جاری شدن... حرکت کردن... اشتیاق داشتن... انگیزه داشتن...
میخوام بگم که دنبال ارامش نباشین... کسی که دنبال ارامشه...هر لحظه دایره  زندگیش کوچک تر و کوچک تر میشه...
توانایی هاش محدوده... ارتباطاتش... ضعیفه... و دستاوردهاش... اندک!
زندگی یه بازیه! یا جرات بزرگ بازی کردن رو داری... یا اینکه کوچک بازی میکنی!
دوست داری بشی بازیکن برتر این بازی... یا اینکه یه گوشه ای یه کوچولو یه ارتعاشی داشته باشی که بگن زنده ای! و حرکتی نکنی تا یه وقت گربه شاخت نزنه...
زندگی ... یه بازیه... یا با شجاعت و قدرت بازی میکنی و میبری... یا اینکه کوچک بازی میکنی و هیچ وقت توانایی هات رو نشون نمیدی و در بند حصارهایی مثل اعتیادهای گوناگون... فقر و جهل می مانی...
کسی که دنبال ارامشه... یعنی اینکه امنیت میخواد... و هرچه بیشتر جستجو میکنه این ارامش رو ... کوچک تر و کوچک تر میشه...
اما کسی که به دنبال ازادیه... دنیا مال اونه... قدرت... توانمندی...ثروت... محبوبیت... لذت... و زندگی فوق العاده...
به قول یه بزرگی...کسی که به ستاره ها چنگ میزنه... هیچ وقت دستاش لجنی نمیشه...
میگن...shoot for the moon... even if you miss you land among the stars...
میگن به قصد ماه شلیک کن... به قصد ماه حرکت کن...حتی اگر مسیر رو گم کنی و گم بشی... بین ستاره فرود میای...!
من به عنوان یه دوست ازت میخوام که ارامش و امنیت رو رها کنی... یه دنیایی از شگفتی ها اون بیرون انتظارت رو میکشه... یه دریایی از دیدنی ها منتظر چشمان توست...  یه دنیای عظیمی از مردم منتظر که باهات ارتباط برقرار کنن و بهت خدمت کنن... سرزمین های بیشماری انتظار میکشن که تو روشون قدم بگذاری و فتحشون کنی...!!!
از دایره ی راحتیت بیا بیرون... از ارامش به اون معنایی که عوام در ذهن دارن دوری کن...اگر بدنبال ارامش و امنیت هستی... من دوتا پیشنهاد برات دارم... یک: یه قبر بخر برو توش... و دو: برو زندون!!! تو این دوتا هم ارامشه... و هم امنیت!
چون دنیای بیرون پر از ماجراجویی...پر از اشتیاق...پراز داستانهای هیجان انگیزه!!!
یا جرأت میکنی و شروع میکنی به بزرگ بازی کردن یا اینکه تا ابد همین جایی که هستی میمونی... در عمق مسائل و مشکلات! در تنهایی... در ترس.. در غم و اندوه... در مشکلات و ضعف! در اعتیاد... تاروزی که مثل پودر از بین بری!
دنیا با تمام شگفتی هایش منتظر توست... جرأت داشته باش... و بیا بیرون!
یکی از دلایلی که کسی مبتلا میشه به این مسائلی مثل خ.ا اینه که میرن تولاک خودشون... خودشون رو ایزوله میکنن... و سعی میکنن کوچیک بازی کنن... نمیدونن که دارن مرگ رو دعوت میکنن...
ارامش و امنیت یعنی سکون... و سکون یعنی مرگ×!!! همین!
بیابیرون!!! رویاهات منتظرند... کشورهایی که دوست داری دراون ها قدم بگذاری انتظارت رو میکشن... لحظاتی که میخوای تجربه کنی چشم انتظارتن...و رویاهایی که از بچگی داشتی دارن برای تو و امدنت اشک میریزن!!!
بلند شو... حرکت کن...
من اموختم که از دایره ی راحتیم بیام بیرون!!! و دنیای جدیدی رو تجربه کنم... تو هم همین کاررو بکن... ممکنه کار اسونی نباشه... برای همینه که ملت اموزش میبینن... یادمیگیرن... کلاس میرن...کتاب میخونن...
نمیخوام اینجا تعریف کنم... یا تبلیغ کنم... قصدم این نیست..اما مطالب و اموزه هایی که زندگی من رو تغییر دادن.. و زیرو رو کردن... همون هاییست که براتون اماده کرده ام... مدیریت زمان... هدف گذاری... کنترل فکر و ذهن... سلامتی جسم و جان... اعماد بنفس... برنامه ریزی... و غیره و غیره...
یه بزرگی میگه...life begins... at the end of your comfort zone!!!
زندگی در انتهای دایره ی راحتیت اغاز میشه... وقتی که در طلاقی بین بزرگ ترین ترست... و عمیق ترین خواسته هات قرار گرفتی!!!
بیابیرون... حرکت کن... زندگی منتظرته!!! هیچی برای از دست دادن نداری...!!! بقول استیو جابز... you are already naked....you have nothing to lose!!!!




تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392 | 08:08 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلام... امیدوارم خوب باشین...
یادمه تو سمینار برایان تریسی با کسی که کنارم نشسته بود درمورد مطالب سمینار گفتگو میکردیم... که بحث رسید به مدیریت زمان... !  مطالبی که در ان بخش برایان تریسی درمورد مدیریت زمان مطرح کرده بود فوق العاده کاربردی بود...  و در عین حال بسیار ساده... بود...
اونجا عمیقا به این نکته پی بردم که چه تفاوتی است بین کسانی  که از زندگی نتایج بزرگ میگیرن با کسانی که روزها و ماه ها و سالهای عمرشان را به حراج میگذارند...
چه تفاوتی است بین اونی که میشه پیامبر... و اونی که بی نتیجه و بی حاصل با زندگی در بد ترین شرایط ممکن وداع میکنه... 
چه فرقی است بین مولاناها... ابن سیناها.... شریعتی ها...  گاندی ها... و حسابی ها... با کسانی که تمام زندگی را سردرگم و با گمنامی سر میکنند...
چند روز پیش همکارم که از جملات راکفلر بزرگ که همکار دیگری ان را نقل کرد به وجد امده بود... با حس بسیار عجیبی پر از احساس و شوق گفت... مردان بزرگ هیچ وقت نمیمیرند... !!!!!!!!!!!
و امروز واقعا به این نتیجه رسیدم که آری... مردان بزرگ هرگز نمی نمیرند.... هرگز...!!!!!!! اما مردان بزرگ چه کسانی هستند...؟؟؟
مردان بزرگ کسانی اند که مردان گمنام و کوچک نیستند....  زیرا مردان و زنان موفق کارهایی انجام میدهند که انسانهای معمولی انجام نمیدهند...
و تفاوت نتایجی که مردمان خلق میکنند... از کارهای ساده ای میاد که هرروز انجام میدهند... و یا به عبارتی از نحوه ی مدیریت زمان ان ها می آید...
در یک کلام... مدیریت زمان یعنی مدیریت عمر!!!
به هرشکلی که زمانت رو امروز استفاده و مدیریت میکنی... یعنی اینکه داری عمرت رو به اون شکل مدیریت و مصرف میکنی....!
.................................
بسته ی مدیریت زمان... نتیجه مطالعه  کتابها...گذراندن دوره ها... و تجربه هاییست که در زندگی خودم و دیگرانسان های موثر دیده ام... و  فوق العااده کاربردی و مهم هست.... که قطعا شماهم اموزشهای ان را تایید خواهید کرد...  و با استفاده از مطالب و اموزشهای ارائه شده... نتایج متفاوتی خواهید گرفت...
برای تهیه این بسته ی اموزشی فوق العاده موثر... مبلغ ان را به شماره کارت ... 6274121147611487 شریف حسینی ... اقتصاد نوین واریز نموده و ان را در ایمیل خود دریافت نمایید...
فقط  و فقط... 7500تومان... !!!
بیاموزید تا زمان خودرا مدیریت کنید... و نتایج متفاوتی از گذشته ی خود بگیرید... !!!! موفق باشید....!!!!!
 

برچسب ها: مدیریت زمان، مدیریت عمر، بسته ی اموزشی، ترک خودارضایی،

تاریخ : یکشنبه 6 بهمن 1392 | 05:20 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
تصور کنید که بعنوان نوزادی ناخواسته و حاصل یک رابطه جنسی بی سر و ته، در روستایی بسیار فقیرنشین و در دامن یک مادر بدبخت که کلفت خانه های مردم است، دیده به جهان بگشایید، بدون آنکه وجود پدر را دور و برتان احساس کنید...؛
تصور کنید که در بچگی مادرتان آنقدر فقیر است که حتی توان خرید یک لباس ساده را برایتان ندارد و مجبورید گونی سیب زمینی بپوشید، طوری که بچه های همسایه دائم شما را مسخره کنند و به شما بخندند...؛

تصور کنید که در سن کودکی، مادربزرگتان مجبورتان کند کارهای سخت انجام دهید و همیشه بخاطر ساده ترین اشتباهات شما را کتک بزند و شما هم هیچ پناهی نداشته باشید که در دامنش گریه کنید...؛

تصور کنید که از سن نه سالگی دائم مورد تجاوز اطرافیان قرار بگیرید، دایی ها، پسر دایی ها، دوستان خانوادگی و کلاً همه. طوری که اولین فرزندتان را در سن چهارده سالگی و پس از نه ماه مشقت بدنیا آورید، آن هم یک نوزاد مرده...؛


ادامه مطلب برچسب ها: اپرا وینفری، قهرمان، بازنده، موفق، شکست،

تاریخ : دوشنبه 9 دی 1392 | 10:07 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
سلام به دوستان گلم! حالتون چطوره؟
بعد از مدتها ... دوباره برگشتم تا باهم گفتگو کنیم...
از امروز میخواهیم موضوعی رو دنبال کنیم... این که چه نقشی رو انتخاب کنیم... برای بازی زندگی...؟!!!
یه روزی یادمه اس ام اسی رو خوندم که میگفت... ادمها معمولا سه دسته اند... دسته اول... دسته ی دوم... و مهمتر از همه دسته  سوم!!!!
امروز میخوام ازتون بپرسم که شما جزء کدوم دسته هستی...!؟؟؟
به نظرمن ادمها تو این دنیا واقعا به سه دسته تقسیم میشن... دسته ی اول کسانی اند که میگن من احمقم... شاید واقعا خودشون نگن که من احمقم... امامن میدونم که این ادمها احمق اند... چون میگن من همینی هستم که هستم... و تغییر نمیکنم... و نقش بازنده را برای همیشه بازی میکنن...
دسته سوم کسانی اند که قهرمان زندگی خود هستند... در داستان زندگی خود انها پیروز و قهرمان هستند...
و دسته ی دوم کسانی هستند که مابین این دو گروه قرار دارند... و از دسته اول سعی در تبدیل شدن به دسته ی سوم دارن...
من به این دسته از ادمها احترام خاصی قائلم...  ولی دسته ی سوم را بسیار دوست میدارم و بهشون احترام میزارم...
امروز میخوام بدونم که شما میخوای جزء کدوم دسته باشی...
جز دسته ای که تمام عمر شکست خورده و بازنده اند... و تمام تقصیر هارا به گردن این و اون می اندازند... یا کسانی که میگویند من مسول زندگی خود هستم... دسته ای که قهرمان داستان شگفت انگیز حضورشون هستند....
شما میخوای جزء کدوم دسته باشی...!؟؟ الان جزء کدوم دسته هستی.؟؟؟؟



طبقه بندی: روانشناسی و موفقیت،
برچسب ها: زندگی، موفقیت، اموزش،

تاریخ : شنبه 7 دی 1392 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات

مدیریت آگاهانه فکر و ذهن!   بسته ی آموزشی مدیریت ذهن... کنترل فکر

در این بسته ی آموزشی می آموزین:

انواع فعالیتهایی که انجام میدهیم یا انجام نمیدهیم...

فعالیتهایی که برامون مفید هست و دوستشان داریم، که موفق ها انجام میدهند ولی هرکسی انجام نمیدهد... مثل مطالعه...ورزش...یادگیری...

فعالیتهایی که برامون مفید هستند ولی دوستشان نداریم، که موفق ها انجام میدهند ولی هرکسی انجام نمیدهد... مثل ورزش ، یادگرفتن مهارت ها یا هرچیزی که اشخاص حس خاصی نسبت بهشون دارن...

فعالیتهایی که برامون مفید نیستند اما دوست داریم انجام دهیم،که موفق ها انجام نمیدهند اما هرکسی انجام میدهد... مثل پرخوری، تلویزیون تماشا کردن بیش ازحد و ...

فعالیتهایی که برامون مفید نیستند که دوست نداریم انجام دهیم، که موفق ها انجام نمیدهند اما هرکسی انجام میدهد... مثل سرچ بی دلیل در اینترنت...

چگونه ذهن خود را هدایت کنیم...؟ برای انجام کاری که برامون مفید هست که دوست داریم و یا نداریم اما انجام نمیدهیم به انجام دادن! چگونه خودرا واداریم تا کاری رو انجام دهیم که برامون در بلند مدت سودمند و مفید هست...؟اما انجام نمیدهیم مثل مطالعه کردن، ورزش کردن، یادگیری... انجام تکالیف... و دیگر فعالیت های مثبت و مفید...

چگونه ذهن خودرا از انجام کارهایی که برامون مفید نیستند که دوست داریم یا نداریم به عدم انجام اون کارها... مثل پرخوری... مثل تماشای تلویزیون... مثل وقت گذراندن به بطالت... مثل سرچ کردن بی دلیل در اینترنت و وبگردی...

و در یک کلام کنترل ذهن... و وادار کردنش برای انجام هرکاری که برامون مفید هست نه کاری که دوست داریم...

و جلوگیری از انجام کار و فعالیتی که برامون مفید نیست...

ترک عادات  و رفتارهای منفی! چگونه؟؟؟

و شناختن ارزش ها... تعریف ارزشها... تصحیح ارزش ها... شناخت باورهای جهانی و قوانین... و تغییر و اصلاح این باورها...

در دو بخش فایل پی دی اف و فایل صوتی...

2ساعت فایل صوتی به همراه فایلpdf  در بسته ی اموزشی کنترل اگاهانه ی فکر و ذهن...

بهای این بسته ی اموزشی استثنایی 15000 اما با قیمتی بسیار فوق العاده فقط برای مدت معدودی با قیمت 7000 تومان

باتهیه این بسته 30% تخفیف برای خرید دیگر بسته های اموزشی به مدت 30 روز به شما هدیه داده خواهد شد...

برای تهیه ی این بسته ی اموزشی کافیست مبلغ را به شماره کارت 6274121147611487 شریف حسینی

کارت به کارت کرده و از طریق ایمیل شماره کارت و کد پیگیری را به ایمیل sharif_h22@yahoo.com  بفرستید و بلافاصله بسته ی اموزشی را در ایمیل خود دریافت کنید...

بهترین فرصت برای بدست گرفتن کنترل فکر و ذهنتان، این سرمایه گذاری را برای شروع تغییری بزرگ در زندگی تان انجام دهید!

مسئله این نیست که چقدر کتاب،چقدر سی دی، چقدر بسته های اموزشی، چقدر موسسه اموزشی، چقدر کلاس تقویتی و کلاس کنکور و چقدر امکانات دنیای شمارو پر کنه... اگر شما تمام امکانات دنیارو هم داشته باشین... کلاس کنکور، بسته های تقویتی و اموزشی و صدها مورد دیگر... بازهم اگر.... اگر... اگر نتوانید کنترل ذهنتان را بدست بگیرین... من همین جا بهتون قول میدم که موفقیتی در انتظارتون نخواهد بود...

اگر تحصیل براتون ارزشمند و مهم هست... قبولی در کنکور، در امتحانات و در زندگی تون مهم و ارزشمند هست... بدونید که بدون توانایی استفاده اگاهانه از ذهنتون علی رغم اینکه دوست دارین یا ندارین... موفقیت در انتظار تون نخواهد بود...

بیاموزین علی رغم اینکه شاید دوست نداشته باشین 10 ساعت درروز مطالعه کنید اما... ذهنتون رو وادارین تا اینکاررو انجام بدین... برخلاف خواسته هاتون... به فعالیت های سودمندی بپردازین که شمارا در راستای رسیدن به اهدافتون کمک میکنه...

موفقیت درکنکور...

موفقیت در امتحانات...

ترک عادات و رفتارهای منفی

فراگیری مهارتها... و دانش و قابلیت ها بدون همکاری ذهن... بدون تحت کنترل داشتن ذهن امری غیر ممکن میباشد...

پس همین الان برای تهیه ی این بسته ی اموزشی اقدام نمایید...!

دوستدار شما

یه دوست!!!




طبقه بندی: روانشناسی و موفقیت،

تاریخ : یکشنبه 10 آذر 1392 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلام...
یه سوال دارم ازتون...
آیا بنظرتون درسته ما یه برخوردی مثل اینی که براتون میگم با چنین موضوعی داشته باشیم...؟
کدوم موضوع ...؟ کدوم رفتار...؟
فرض کنید یه خونه کثیف شده... پر از اشغال شده...  ، آیا درسته که ما بگیم وای عجب خونه ی کثیفی؟ چقدر اشغال...؟ چقدر سوسک و حشره؟؟؟ و غیره...
ایا بنظر شما درسته ک نسبت به چنین موردی از این موضع نگاه کنیم و این گونه باهاش برخورد کنیم؟؟؟ خونه ی کثیف... و تمرکز ما روی اشغالها....؟
ایا چنین کاری درسته...؟ مشخصه که نه... باید به جای اینکه... وقت و تمرکزمون رو بزاریم روی مسئله... یه جارو برداریم و خونه رو تمیز کنیم....

اگر چنین نگاهی دارین... یعنی این که با من هم عقیده هستین... که نباید کسانی که مبتلا به خ.ا هستن تمرکزشون رو روی مسئله بزارن... بلکه باید دست بکار بشن و خونه ی ذهنشون رو تمیز کنن....
بجای اینکه تمام توجه شون رو بدن به مسئله شون و به ناراحتی هاشون... باید بدنبال این باشن که کاری متفاوت انجام بدن، یا اینکه یه کار مفید برای خودشون انجام بدن... وقتشون رو با برنامه هاشون و اهدافشون پر بکنن....
برای همینه که من میگم... کسی که مبتلا به چنین مسئله ای هست... باید بیاد و وقتش رو بدرستی مدیریت کنه و پرکنه... با برنامه هاش که برای رسیدن به اهدافش طراحی شده...
اگر این کاررو بکنیم... اگر روی تمیزکردن خونه... اگر روی پاک کردن خونه تمرکز کنیم و دست بکار بشیم... دست به عمل بزنیم... میشه این انتظار رو داشت که باتمیزشدن خونه... دیگه مسائل هم حل بشه... حشرات مزاحم از بین برن...!
پس... دوستان عزیزی که... مسئله خ.ا رو دارین... عاقلانه هست که وقتتون رو با برنامه هاتون پر کنید... اما متاسفانه مسئله اینه که خیلی هامون بلد نیستیم که چطور برنامه ریزی کنیم... هدف گذاری کنیم و غیره...
پیش نهاد من برای شما اینه که بیاموزین...
نظر شما چیه؟ ایا اگر وقتت پر بود... برنامه داشتی، هدفهای مشخص که ذهنت رو همیشه درگیر خودشون کنن داشتی، میتونستی احساساتت رو در هر شرایطی کنترل کنی... ، فکرت رو کنترل کنی... و درکل روی خودت مسلط میبودی... ایا به راحتی به سمت این کار ازاردهنده کشیده میشدی....؟


برچسب ها: ترک خودارضایی، ترک استمنا، مدیریت زمان، عادت،

تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1392 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
سلام بر دوستان عزیز...
ظرفیت کوچینگ غیر حضوری در حال تکمیل است...
دوستانی که از شرایط زندگی شان ناراضی هستند و میل به ایجاد تغییر دارن... حتما اقدام نمایند... این دوره فرصتی است برای بدست گرفتن کنترل فکر و زندگی تون... برای تغییر عاداتتون...
برای ترک خ.ا... برای موفقیت های تحصیلی...
در این دوره می اموزید که بر فکر و احساساتتان مسلط شوید...
زمانتان را مدیریت کنید...
هدفهایتان را کاملا مشخص کنید و
 بایک برنامه ی علمی  و عملی برای تحققشان حرکت کنید...
می اموزید که با رعایت کردن و عمل کردن به نکاتی بسیار ساده اما مهم... انرژی جسمی تان را حداقل 30 تا 50 درصد افزایش دهید...
روحیه ی خودرا بهبود بخشید و مسائل عاطفی خود را بر طرف نمایید...  و اگر در یک کلام بگم

 بدست گرفتن افسار زندگی تون... یک بار برای همیشه...
برای ثبت نام همین حالا اقدام کنید...
sharif_h22@yahoo.com
فرصت ها مثل بستنی اند... اگر آب شد... دیگه آب شد...
با شرکت در این دوره کیلومترها از کناردستی تان جلو خواهید افتاد...

و با از دست دادن چنین فرصتی... نظاره گر دوستانی خواهید بود که با سرعت ... از شماگذر  میکنند...

به قول انتونی رابینز...
در لحظات تصمیم گیری شماست که سرنوشتتان شکل میگیرد... پس... بدرستی انتخاب کنید...



تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلام...
همانطور که میدانید محتوا و اموزش های این وب برای ترک عمل خ.ا میباشد...
اما اگر بخوام از دلایل خ.ا دوستان بگم... به طور قطع میتوان به موارد زیر اشاره کرد...
عدم توانایی کنترل فکر... عدم توانایی در کنترل احساسات... ضعف ها و مسائل جسمی... کنترل نکردن تعادل نیروی جسمی با تغذیه مناسب و ورزش... مدیریت نکردن درست زمان... نداشتن هدفهای مشخص... نداشتن یک برنامه دقیق علمی و عملی...  عدم شناخت نیازهای روحی و روانی....  که نتیجه میشه مسائلی مثل ابتلا به خ.ا.... پرخاشگری... ناراحتی های روحی... ارتباط نامناسب با اطرافیان، بازماندن در تحصیل .... و غیره...
که بنظر من مهارتهایی مانند کنترل فکر.. کنترل احساسات...پرورش جسم... مدیریت زمان...هدفگذاری... برنامه ریزی  و شناخت احساسات و نیازهای فردی و پاسخ دادن به ان ها از مهارتهای ضروری و ابتدایی برای زندگی است...
به همین دلیل باوجود کمبود وقت... برنامه کوچینگ ... برای اموزش غیرحضوری مهارتهای فوق را در برنامه دارم... تا دوستان با فراگیری مهارت های لازم و ضروری... برای یک زندگی موفق اقدام کنن....
کوچینگ فردی و گروهی... در مباحث مختلف مانند زندگی شخصی... خانوادگی... اقتصادی... و غیره...از جدید ترین و مهمترین رشته ها در کشورهای پیشرفته میباشد...
دوستانی که مایل به استفاده از این فرصت مناسب هستند برای اطلاعات بیشتر فایل زیر را دانود کرده و درصورت تمایل اطلاع دهند...
 توجه کنید که بدلیل کمبود وقت ظرفیت پذیرش محدود است...و اولویت با ثبت نام می باشد...
برای اطلاعات بیشتر این فایل را
دانلود کنید...

برچسب ها: کوچینگ، مدیریت زمان، هدفگذاری، برنامه ریزی، موفقیت تحصیلی، ترک خ.ا،

تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 05:36 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز و خوبم سلام...
بعد از مدتها یه سرچی تو اینترنت کردم و به سایتها و وبلاگ های مختلف سرزدم...
خصوصا نظرات بچه های در راه ترک رو خوندم...
ناامیدی از تک تک واژه هاشون میبارید...  و بدتر از این ها... متنهایی که برای ترک و راهنمایی نوشته شده اند همه و همه پر از بار منفی و پر از ناامیدی هستند... محتوای اکثرشون توهین امیز و تحقیر امیز اند...  و این حالت منفی بودن کشنده هست...
بزارین رک و صادقانه بگم....! تاحالا چه کسی رو دیدین که با منفی بودن، با ناامید بودن، با ناراحت و غمگین بودن، با احساسات مایوس کننده توانسته باشه موفقیتی بدست اورده باشه...  برین نگاه کنید و بخونید نظرات رو ... تنها نظرات اونایی که دارن موفق میشن حاوی بار مثبت هست....
خصوصا موفقیت های درونی و کسب موفقیت در حوزه ی انسانی که تنهای تنها با احساسات مثبت ممکن هست......؟؟؟؟؟
غیر ممکنه...!!! اگر ممکنه شما یه راه بهم نشون بدین...! که بشه با منفی بودن و ناامید بودن وافسرده بودن به موفقیت دست یافت...
نمیشه ! با این حالت تنها توی یک دور بی نتیجه گیر میکنن...
تجربه خودم ، مطالعاتم و کل زندگیم بهم ثابت کرده که با نگرانی و منفی بودن نمیشه به جایی و به موفقیتی رسید... اینو حتی لازم نیست بهتون یاداوری کنم... چون خودتون هم این رو خوب میدونید و مطمئن هستین که تنها و تنها با احساسات مثبت و امید میشه به سمت موفقیت حرکت کرد...
نمیشه با ناراحتی و غم و اندوه در کنکور قبول شد... ازدواج کرد... ثروتمند شد... سفر خوبی داشت... و حتی نفس کشید...
احساسات شما نقش اکسیژن رو برای موفقیت شما بازی میکنند...  و هرچه احساساتتون بهتر باشه موفقیتتون تضمین شده تر هست...
 دوستانی که به خ.ا مبتلا هستید... توجه کنید که عادت شما به خ.ا یک عادت ذهنی و ناخوداگاه هست... و این رو هم خوب میدونید که هروقت ناراحت بودین ، هروقت مظطرب بودین، و هروقت استرس و ناراحتی داشتین بیشتر و بدتر از حالات احساسی دیگر انجامش دادین....
نمیگم که وقتی شاد هستی این کاررو نمیکنی... اما اینو میگم که هروقت حس منفی داری... 99% این کاررو انجام میدی...
پس... اگر میخوای موفق بشی باید با شادی به موفقیت برسی...
واگر نمیتونی تنهایی این کاررو انجام بدی... بزار کمکت کنم...


برچسب ها: ترک خ.ا، ترک استمنا، شمای نو زندگی نو، کوچینگ،

تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1392 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
سلام و بنام خدا... بعد از خیلی وقت اومدم یه کوچولو باهاتون حرف بزنم ... امیدوارم شماهم حرفام رو تایید کنید... چون باورهای قلبی من هستند... چون درمورد همون مواردی است که خودم تجربه کرده ام...
امروز سرکار بودم که یاد یه چیزی افتادم... یادمه... وقتی که زبان می اموختم در یک کتابی یک متن از مجله ای که در امریکا منتشر میشد امده بود...
عنوان اون متن این بود.... the problem that has no name...
مسئله ای که هیچ اسمی نداره...
متن نتیجه ی یک تحقیق سراسری تو امریکا و چند تا از کشورهای اروپایی بود... که خلاصه ی ان به این شکل بود...


ادامه مطلب

طبقه بندی: روانشناسی و موفقیت، خواندنی ها...،
برچسب ها: موفقیت، هدفگذاری، مدریریت زمان، برنامه ریزی، نحوه ی مطالعه،

تاریخ : یکشنبه 28 مهر 1392 | 11:53 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
و بازهم سلام...
امیدوارم خوب و سرحال باشین...
بنظر من زندگی مثل فصل های سال میمونه... بهار... تابستون... خزان... و زمستون.... دیروز زندگی من، مثل زمستون بود... یه زمستون خیلی سخت ... خیلی هم طولانی بود...ده سال...، پانزده سال... اما زمستون همیشه تموم میشه... درست مثل شب که همیشه روز بدنبالش میاد... این روزها حس میکنم... زمستون زندگیم داره تموم میشه ... و سحر نزدیکه.... سحری که بهار رو بدنبال خودش داره...
زمستون مثل گذر از سختی ها میمونه... گذر از سربالایی های یک کوه ... تحمل سختی ها و دشواری های لحظه لحظه ی زندگی...
اما بلاخره تموم میشه... اگر کمی صبور باشیم... اگر دعا کنیم... و صبر داشته باشیم... و کارهای لازم رو برای بسلامت عبور کردن از این فصل انجام بدیم...زمستون خواهد گذشت!!!
دیروز ... من تنها بودم... خیلی سخته... توی یک فصل سرد و تاریک ... تنها هم باشی.... کسی نباشه راهنماییت کنه... کسی نباشه بهت کمک کنه... و حداقل ... اینکه نوید بهار رو بهت بده... بهت بگه که بهاری درراه هست... و خواهد امد...
بهرحال هرطور که بود... اولین زمستون سرد و تلخ و تاریک زندگیم گذشت... و حس میکنم که به بهار رسیده ام...
بهار فصلی که باید در اون کاشت... کاشت و کاشت...
وضعیت خیلی هاتون رو خوب خوب درک میکنم... تنهایی هاتون رو... احساسات مایوس کننده تون رو... ناامیدی ها... و گاهی سردرگمی هاتون رو.... همه و همه رو با پوست و گوشت و استخونم لمس کرده ام...
و امروز سوالی از خودم کردم... که اگر در روزهای سخت زندگیم کسی بود و ازش کمک میگرفتم چقدر خوب میشد؟
و جوابم به خودم این بود... دیروزت بهر حال گذشت... اما خیلی ها هستند که در دیروز تو هستند... و شرایط دیروز تورو دارند...
شاید... ! شاید ...! بتونی راهنمایی هرچند کوچک براشون باشی...!!! شاید بتونی از یک سردرگمی رهاشون کنی... شاید بتونی کمکشون کنی تصمیم بهتری سر دوراهی های زندگی شون بگیرن... شاید... و شاید و شاید...
برای همین... تصمیم گرفتم که مشاوره بدم... صحبت کنم... و تماس تلفنی داشته باشم با هرکسی که دوست داره باهام صحبت کنه... سوال شو بپرسه... و یا راهنمایی بطلبه.... و اینکه از این به بعد... میتونید هروقت خواستین... باهام تماس بگیرین... البته... بین ساعات 7 صبح تا 11 و نیم... شب...!!
امیدوارم براتون مفید باشم... میتونید با شماره ی زیر باهام تماس بگیرین...
09386598597



طبقه بندی: ترک خودارضایی، روانشناسی و موفقیت،
برچسب ها: شمای نو زندگی نو، ترک خودارضایی، ترک استمنا، مشاوره، زندگی پاک،

تاریخ : سه شنبه 9 مهر 1392 | 08:22 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
بنام خدا... سلام برهمه ی دوستان خوبم....
امیدوارم خوب خوب باشین... بودن شما اینجا به این معنیه که هنوزم بدنبال رهایی هستین...
بلاخره فرصت کردم و جدید ترین اموخته هام رو برای ایجاد تغییر و ترک عادات منفی مثل خودارضایی جمع اوری کرده و ضبط کردم و به صورت فایل صوتی دراوردم تا کسانی که مبتلا هستند از ان استفاده کنند و به لطف خدا ترک کنند....
در کمتر از 1 ساعت ترک کنید....
این پک صوتی رو به صورت رایگان در اختیار کسانی میگذارم که مبتلا به این عمل هستند...
میتوانید از لینک های زیر دانلود کنید......

دانلود قسمت اول فایل صوتی ترک خودارضایی زندگی پاک2


دانلود قسمت دوم فایل صوتی ترک خودارضایی زندگی پاک2



دانلود قسمت سوم فایل صوتی ترک خودارضایی زندگی پاک2



دوستان حتما با دقت گوش بدین...  و یادتون هم نره که نظرتون رو برای من و دوستانتون بزارین....
یه دوست!!!




طبقه بندی: مجموعه صوتی ترک علمی خودارضایی.... زندگی پاک....، ترک خودارضایی،
برچسب ها: ترک خودارضایی، ترک استمنا، فایل صوتی ترک خودارضایی، شمای نو زندگی نو...،

تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392 | 12:45 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان خوبم سلام... خوبین؟؟؟
حتما شنیدین که میگن...هرآمدنی رفتنی دارد...
خوب هرچیزی که بیاد... میره... اگر روزی شروع شده... روزی تمام خواهد شد...
ماه رمضون هم هرسال میاد و میره... امسال هم امد و رفت...
امیدوارم که هرکسی بهره ی کافی رو ازش برده باشه... من خودم که باورم نمیشه اما اخرین روز ماه رمضون به خواسته ای رسیدم که بیش از یک سال انتظارش رو می کشیدم...
شما هم اگر از این ماه ارزشمند تاثیری در زندگی تون یافته این رو باما و دوستانتون درمیون بزارین... چون همه خوشحال میشیم...
خواستم عید و روزهای شادی رو بهتون تبریک بگم...
بقول شاعر... عید رمضان امد و ماه  رمضان رفت... صد شکر که این امد و صد حیف که آن رفت...
عیدتون مبارک...!!!!!!!! امیدوارم شاد باشین... و شروعی تازه داشته باشین...




طبقه بندی: من...شما...خدا...زندگی!!!،

تاریخ : جمعه 18 مرداد 1392 | 09:30 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلام...
این چند روز همش درمورد عوارض و گناه و ضررات خ.ا حرف زدیم...
میدونم که کمی حالتون گرفته شده و حس خوبی ندارین...
برای همین فکر میکنم...جای خوبیه ... و وقت خوبیه برای شروعی دوباره با حسی تازه... با روحی تازه....!!!
و برای شروع خوبه که با گوش دادن به فایل زیر... بخشی از صحبت استاد دهنوی... در باره توبه... روحی تازه کنیم....!!!
دوستان دقت کنید که توبه از گناه نیز... مانند نماز واجب می باشد...!!! و
پاسخ استاد دهنوی ‌به این سوال كه آیا كسی كه میخواهد توبه كند آداب خاصی دارد یا خیر..؟
                                   
دانلود نمایید....


طبقه بندی: ترک خودارضایی،
برچسب ها: ترک خودارضایی، توبه، دانلود فایل توبه، استاد دهنوی، ترک اسمنا، شمای نو زندگی نو،

تاریخ : سه شنبه 15 مرداد 1392 | 02:17 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلام...
و بازهم بخشی دیگر از این مقاله علمی... با عنوان عواقب خ.ا...از نگاه علم...
با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد معتـقد است که رابطه جنسی محصول گردهمایی یک زن و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر باشند.
به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص فردی نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این ارتباط وجود ندارد مگر در خیال).


ادامه مطلب

طبقه بندی: خود ارضایی از دیدگاه علم.....،
برچسب ها: ترک خودارضایی، عواقب خودارضایی از نگاه علمی، ترک علمی خودارضایی، شمای نو زندگی نو، ترک استمنا،

تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392 | 01:14 ق.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلام...امید وارم لحظه هاتون رنگین باشه...
یکی دیگر از دوستان خیلی خیلی خوبمون... تجربیات شون رو برامون نوشته اند...  خواستن اسمشون رو محفوظ نگه دارم... داستان موفقیت ایشون رو در ادامه میخوانیم..... بهشون صمیمانه پیروزی شون رو تبریک میگم...
امیدوارم باهم موفقیت شما رو هم از همین وب به گوش دنیا برسونیم...
امیدوارم داستان بعدی قصه ی موفقیت شما باشه....


ادامه مطلب

طبقه بندی: پیام موفقیت شما...، ترک خودارضایی،
برچسب ها: ترک خودارضایی، ترک استمنا، موفقیت، مدیریت ذهن، مدیریت احساس، شمای نو زندگی نو،

تاریخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات

به نام پروردگار خردمندان و صاحبان عقل و اندیشه

من اراده...                                                                                         

در این یادداشت از واژه سکس استفاده شده و این چیزی نیست که که باعث تحریک شود

یکی از مهمترین و در واقع اولین عامل برای تغییر و حرکت به سوی جلو و پیشرفت در زندگی قبول مسئولیت است ، واژه تغییر یعنی دگرگون ساختن ، متحول کردن ، از نو ساختن . مهمترین بحث در موضوع تغییر این است که شما چیزی را می توانید تغییر دهید که تسلط و کنترل بر آن داشته باشید ، پس اگر شما معتقد هستید بر چیزی کنترل و تسلط دارید(قبول مسئولیت) بی شک قادر به تغییر آن خواهید بود وگرنه چیزی را که بر آن مسلط نیستید را چگونه خواهید توانست تغییر دهید.


ادامه مطلب برچسب ها: ترک خودارضایی، ترک استمنا، اراده، ویلیام جیمز، شمای نو زندگی نو،

تاریخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان عزیز سلامی دیگر....!!! امیدوارم خوب و خوش و سرحال باشین...
نماز و روزه هاتون قبول باشه و تو این شبها و روزهای عزیز به یاد هم دیگه باشیم... و برای هم دعا کنیم...
میدونید جنس دعا انرژیه... مثل انرژی مثبت و منفی... اما دعا از مثبت ترین حالات انرژیه ... حتما برای همدیگه دعا کنیم... چون اینجوری هم ثوابش بیشتره و هم اثرش... چون خدا دعای ادما رو در حق یکدیگر زود تر مستجاب میکنه...
خوب... !
چند روزه که به ترتیب بخشی از یک مقاله ی علمی رو در رابطه با خ.ا براتون میزارم... امروز هم بخشی از این مقاله که موضوعش ارتباط بین عمل خ.ا با ضعف جنسی و انزال زود رس میباشد را باهم میخونیم تا علمی پی ببریم که چه اتفاقی رخ میده...
و انجام عمل خ.ا چه تاثیری بر ضعف جنسی که بسیار غم انگیز هست داره...


مثالی که پیشتر
در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند.
ادامه مطلب

طبقه بندی: خود ارضایی از دیدگاه علم.....،
برچسب ها: ترک خودارضایی، خودارضایی از نگاه علمی، شمای نو زندگی نو، ترک علمی خودارضایی، ترک استمنا،

تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 02:29 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
ارتباط جنسی و ورزش

اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی می کنند تا از این نیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری ذخیـره کرده و به کار گیرند. 

ادامه مطلب

طبقه بندی: خود ارضایی از دیدگاه علم.....،
برچسب ها: رابطه ی ورزش و خودارضایی، خودارضایی از نگاه علمی، ترک خودارضایی، ترک استنما، شمای نو زندگی نو،

تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 02:18 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. با در نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)


ادامه مطلب

طبقه بندی: خود ارضایی از دیدگاه علم.....،
برچسب ها: خودارضایی از نگاه علمی، فروید، ترک خودارضایی، استمنا، گناههای خودارضایی، شمای نو زندگی نو، یه دوست،

تاریخ : شنبه 5 مرداد 1392 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
دوستان خوبم سلام...!!!
امیدوارم روزای خوب و خوشی رو داشته باشین... و البته پاک  و سالم...
امیدوارم عبادات همه مون... مورد پذیرش خدای یکتا قرار بگیره... و برکتش در زندگی مون جاری بشه...
خیلی وقته که درمورد ترک خودارضایی... چیزی ننوشتم...
فرصتی شد و میخوام کمی باهم در موردش حرف بزنیم...
من ادم برونگرا و هیجانی ای هستم...
از اونایی که وقتی شروع به کاری میکنن دیگه کرده اند... و تموم...
همیشه دوست داشتم مدرسه رو بجای 9 ماه سه ماهه یا نهایتا شش ماهه بخونم... حقیقتا ابتدایی رو که به این شکل خوندم خیلی عالی بود... دوست دارم هرچیزی رو فشرده و سریع انجام بدم...
منظورم اینه که چون خودم جزء دسته ای هستم که وقتی میخوان کاری رو انجام بدن... نشد نداره و با یه تصمیم اون کار باید سریعا انجام بشه...و دیگه راهی نداره... شاید به خاطر کم بودن تجربه ام... با همین دید ... یعنی عینکی که خودم به چشم داشتم و دارم... به دیگران هم نگریسته ام...
اون روزی که تصمیم گرفتم تو این وب شروع به فعالیت کنم... فکر میکردم همه مثل خودم اند... و وقتی تصمیم بگیرند دیگه تمومه...
برای همین میگفتم که یک بار برای همیشه رو گذشته ات خط بکش و فراموشش کن... از همین الان یه زندگی تازه با مدلی که دوست داری رو شروع کن...

ادامه مطلب

طبقه بندی: من...شما...خدا...زندگی!!!،
برچسب ها: شمای نو زندگی نو، ترک علمی خودارضایی، گناههای خودارضایی، ضررهای خودارضایی، ترک استمنا، یه دوست!!، زندگی پاک،

تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1392 | 04:16 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
سلام به همه ی دوستان اگاه خودم...
داشتم تفسیر قران رو میخوندم که به ذهنم اومد یک پست با محتوای دینی مذهبی بزارم....
اینهمه در مورد مسائل مختلف گفتیم .. کمی هم درمورد خالقمون بگیم... درمورد خدا بگیم...
خداوند هنگام افرینش ما انسانها بهمون یک قدرت داد...قدرت تصمیم گیری... یعنی قدرت اختیار...
پس من سعی در ثابت کردن چیزی یا عقیده ای ندارم... هرکسی ازاده... اگر خدا بنده هاشو ازاد افریده من و یا دیگری که باشیم که بخواهیم عقاید مون رو به کسی تحمیل کنیم و یا اثبات کنیم...
اما به نظرم هرکسی که عقل و تعقلش در اختیارخودشه... (متاسفانه امروزه خیلی ها طلسم شده اند... بعضی ها طلسم فوتبال...بعضی ها طلسم فیلم ها و ستاره ها... بعضی توسط پول و ثروت... بعضی ها قدرت و ...) میتونه با کمی اندیشه به خیلی چیزها برسه...
میتونه به خیلی چیزها یقین پیدا کنه... باور کنه... و ایمان بیاره...
دوستان قبلا هم گفتم... دونستن کافی نیست... اگرحس میکنیم چیزی برامون مهمه باید بهش ایمان بیاریم.....
اول بگم ایمان از دیدگاه من یعنی چی...
ما خیلی چیزهارو میدونیم... خوندیم... شنیدیم... دیدیم... ولی وقتی ایمان میاریم و ایمان داریم که بهش عمل میکنیم... و برخلافش عمل نمی کنیم... یعنی برامون ارزش میشه که حاضر نمیشیم روش پابزاریم... بنظرمن... هرایده و تفکری که یک پشتوانه قوی احساسی داشته باشه... میشه باور و هرچه قوی تر...ایمان...
همه میدونن که نباید کار بد کنن اما همه میکنن... من ... شما... حتی کسانی که ادعاشون میشه... بجز بزرگان دین و ائمه اطهار...
چرا؟ چون ایمان مون ضعیفه... یعنی پشتوانه ی احساسی مون بقدری نیست که باید باشه....

ادامه مطلب

طبقه بندی: من...شما...خدا...زندگی!!!،
برچسب ها: خدا شناسی...خودشناسی، شمای نو زندگی نو، ترک علمی خودارضایی، ترک استمنا، روانشناسی، موفقیت، خدا،

تاریخ : شنبه 15 تیر 1392 | 02:49 ب.ظ | نویسنده : یه دوست!!! | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

ابزار هدایت به بالای صفحه